دکتر حق شناس در گفتگو با نشریه دانشجویی مداد:
اشغال سفارت آمریکا عمده ترین دلیل حمایت همه جانبه غرب از عراق بود/ پذیرش قطعنامه 598 آغاز یک تجدید نظر در سیاست خارجی انقلاب محسوب میشود/ مذاکره با آمریکا را در دولت فعلی مفید نمیدانم
گفتگو : شهاب دبیری نژاد
دکتر محمد جواد حق شناس مدیرمسئول روزنامهی توقیف شدهی اعتماد ملی است. وی که در مقطعی از دولت اصلاحات مشاور وزیر و مدیرکل سیاسی وزارت کشور بوده است، هم اکنون رییس ستاد انتخاباتی جبههی اصلاح طلبان است. سه سال پیش و در شماره اول نشریه با ایشان در مورد روند آزاداندیشی در کشور و آینده اصلاح طلبی گفتگو شد و در این شماره جویای نظرات ایشان دربارهی سیاست خارجهی پس از انقلاب، آیندهی روابط ایران و آمریکا و تأثیر آن بر تحریمهای ضد ایرانی شدیم. با وجود اینکه ایشان در مسافرتهای نوروزی بسر میبردند اما بازهم با متانت و روی باز پذیرای سوالاتمان شدند.
از دیدگاه شما رویکرد و ملاک اصلی تصمیمگیران کشور در حوزهی سیاست خارجی چه باید باشد؟
پدیده ای که امروز در سیاست بین الملل شاهد آن هستیم، شکل گیری دولت- ملت هاست که به خصوص بعد از عهدنامهی وین حضور کشورها در عرصه روابط بین الملل دیده می شود و محور عمدهی سیاست خارجی در کشورها بر اساس منافع ملی است. این روند از پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری سازمان ملل و قطب بندی جهان به شرق و غرب به اوج خود می رسد و تا امروز هم جایگزینی پیدا نکرده است. اگر به مبارزات مردم در تاریخ انقلاب اسلامی مراجعه کنیم، دو شعار اساسی در میان انقلابیون وجود داشت. یکی شعارِ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود و دیگری، شعارِ« نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود که به نوعی یک راهبرد برای سیاست خارجهی پس از انقلاب به شمار میآمد و مورد تاکید بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی هم بود و عملاً شاهد حاکمیت این شعار تقریباً در دههی اول انقلاب هستیم.
چرا انقلابیون در ایران، این شعارها را مطرح کردند؟
اوج مبارزات مردم در سالهای 56 و 57 اتفاق میافتد که همزمان با جهان دوقطبی است که به رهبری آمریکا و شوروی است که دو قطب اصلی سیاست بین الملل را تشکیل میدادند و در سال 1332، مردم شاهد شکل گیری یک حرکت مشترک توسط آمریکا و انگلستان بودند که وقایع 28 مرداد را رقم زدند و طی آن دولت مرحوم دکتر مصدق از قدرت ساقط شد و از آن سال به مدت 25 سال شاهد حضور پررنگ نیروهای غربی و عمدتاً آمریکایی در قالب مستشاران نظامی و مواردی از این دست در کشور هستیم. همچنین در دهه 50 رژیم پهلوی سعی میکند روابط خود را با شوروی و چین هم گسترش دهد و بعد از اوج گرفتن مبارزات، مردم شاهد حمایت عمومی دولتها و کشورهای بین المللی و عمدتاً اعضای اصلی شورای امنیت سازمان ملل از رژیم پهلوی و مخالفت با انقلاب مردمی بودند و از دیدگاه من، همهی این عوامل باعث مطرح شدن این شعارها توسط ملت ایران شد.
برسیم به دوران پس از انقلاب، دلیل اصلی تنش میان ایران و آمریکا به چه علت اتفاق میافتد؟
پس از انقلاب، آمریکاییها زمینهی حضور شاه را در آمریکا فراهم میکنند و این موضوع به نظر من یک اشتباه استراتژیک از سوی آمریکا محسوب میشود، چون در میان نیروهای انقلابی ایران این نگرانی را افزایش میدهد که یک 28مرداد دیگری در راه است و در این زمان از سوی دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا حمله میشود و این سفارت توسط دانشجویان اشغال میشود. در این زمان هست که بخش « نه غربی » سیاست انقلاب ایران خود را نشان میدهد و یکی از اصلیترین دلایل تنش میان دوکشور همین موضوع است. گرچه در همان زمان، شاهد تهاجم نیروهای شوروی به افغانستان هستیم که با پذیرش میلیونها مهاجر افغانی و محکوم کردن اشغال افغانستان به بخش « نه شرقی » سیاست خارجی هم تأکید میشود.
وقوع جنگ تحمیلی را تا چه حد تحت تأثیر سیاست خارجی پس از انقلاب میدانید؟
پای بندی کشور نوپای انقلابی بر شعارهای اصلی انقلاب مخصوصاً در سیاست خارجی هزینه های سنگینی از جمله وقوع جنگ را در پی داشت و من بر این باور هستم یکی از دلایل اصلی شکل گیری این جنگ، حمایت بیقید و شرطِ نظام و جامعهی جهانی از تهاجم نیروهای عراقی به ایران بود، به خاطر نوع سیاستهایی که ایران در این سالها اتخاذ کرد شاید عمده ترین دلیل این حمایت هم به اشغال سفارت آمریکا برمیگشت. پس از 2سال ابتدایی جنگ، روند پیروزیها در جنگ به سود ایران میشود و پس از فتح خرمشهر به مدت 6 سال شاهد یک دوره ای هستیم که عملاً جنگ هیچ نتیجه ای ندارد جز اتلاف سرمایهها و زیرساخت اقتصادی و کشتار نیروهای انسانی در کشور و در این میان نظام بین الملل هم به این نتیجه میرسد که دو طرف جنگ در یک موازنه قرار بگیرند و نتیجهای که خواهد داشت یک جنگ طولانی و بدون داشتن طرف پیروز است.
پایان جنگ و پذیرش قطعنامه را در چه قالبی از سیاست خارجی انقلاب تحلیل میکنید؟
جنگ به جایی میرسد که رویارویی مستقیم بین نیروهای ایرانی و آمریکایی رخ میدهد. آمریکا به اسکلههای نفتی ایران در خلیج فارس و خروجیهای صادراتی همچون سلمان، ابوذر و خارک حمله میکند و اوج این رویارویی حملهی نیروهای آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران است که خلاف عرف و خلاف تمامی قوانین بین المللی است و منجر به نوشتن نامهی معروف مسئولین وقت به امام میشود که نهایتاً قطعنامهی 598 توسط ایران پذیرفته میشود و من این حرکت را آغز یک تجدید نظر در سیاست نه شرقی، نه غربی میدانم. در واقع، ایران نگاه بر اساس منافع ملی را جایگزین نگاه ایدئولوژیک کرد و بحث تمامیت ارضی را رجحان داد بر نگاههای آرمانگرایانهای که مبتنی بر برخی باورهای ایدئولوژیک هست.
آیا می پذیرید که همین نگاه، بر سیاست خارجی دولتهای سازندگی و اصلاحاتحاکم میشود؟
بله. بازسازی روابط ایران با کشورهای غربی و توجه به اروپا که در دولت سازندگی در قالب گفتگوهای انتقادی و در دولت اصلاحات در قالب گفتگوهای سازنده مطرح شد و همچنین طرح تنشزدایی و گفتگوی تمدنها از این نوع سیاستها به شمار میآید.
در حال حاضر، دوباره بحث مذاکره با آمریکا مطرح است؛ ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
به نظرم این موضوع جدیدی نیست. ما در این سالها شاهد مذاکرهی ایران و آمریکا در زمینه مسائل افغانستان و عراق به صورت جداگانه بودیم. ضمن اینکه ما سالها در قالب گروه 1+5 با آمریکا در حال گفتگو هستیم، چون همهی ما میدانیم رهبری این گروه با آمریکا است. همچنین مکاتباتی که بین سران عالیرتبهی دو کشور رد و بدل شده است؛ نامههایی که دکتر احمدی نژاد برای رؤسای جمهور آمریکا نوشته است، مخصوصاً نامهای که پس از پیروزی اوباما به طرف آمریکایی نوشته شد و متأسفانه با پاسخی مواجه نشد و همچنین نامهای که اوباما برای مقام معظم رهبری ارسال کرد، همه این موارد این موضوع را اثبات میکند که روابط بین دو کشور وجود داشته است و البته مذاکرهی مستقیم شاید تنها موضوعی باشد که در حوزهی روابط دوجانبه تاکنون صورت نگرفته است. به نظر میرسد با اعلام آمادگی آمریکاییها در بالاترین سطوحشان مخصوصاً اظهار نظری که اخیراً "جو بایدن" در این مورد کرده است و همچنین با سخنانی که رهبری در اول فروردین امسال داشتند که طی آن گرچه این موضوع را مثبت ارزیابی نمیکنند اما با کلیت آن مخالفتی ندارند حاکی از این است که دو کشور به سمت مذاکرات در ماههای آینده به پیش خواهند رفت. البته باید این مذاکرات در راستای منافع ملی باشد و طی آن باید نقش ایران در حوزهی سیاست بین الملل افزایش یابد ضمن اینکه نباید حقوق ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی نادیده انگاشته شود.
دلیل این درخواست از سوی طرف آمریکایی در این مقطع زمانی چیست؟ آیا آثار منفی ناشی از تحریمها در کشور دلیل طرح این موضوع توسط آنهاست؟
ایران به لحاظ استراتژیک و ژئوپولیتیک، کشوری بسیار کمنظیر و ویژه است و به لحاظ انرژی کشور بسیار مهم و تأثیرگذار است و عملاً نمیشود ایران را در حوزه سیاست بین الملل نادیده فرض کرد؛ ضمن اینکه در حال حاضر در یک موقعیت برتر در منطقه قرار گرفته است. اما در مورد تحریمها باید گفت آمریکاییها توانستند با ایجاد یک اجماع بین متحدین خودشان مخصوصاً در اتحادیهی اروپا، تحریمها را در یک سال اخیر شدت ببخشند که موفقیت آنها در ایجاد این اجماع را باید در دو عامل جستجو کرد؛ یکی سیاستهای اصولی و استقلالطلبانهی ایران در زمینه مسائل هستهای و دیگری اشتباهات دولت احمدی نژاد در حوزه سیاست خارجی. این افزایش فشارها طبیعتاً باعث شده است که طرف آمریکایی احساس کند در یک موقعیت برتر میتواند وارد مذاکره شود و به همین دلیل من مذاکره با آمریکا در زمان باقیمانده از دولت احمدینژاد مفید نمیدانم.
یعنی نتیجهی انتخابات آینده ریاست جمهوری را بر روند مذاکرات تأثیرگذار میدانید؟
انتخابات 92 باید بر اساس یک رقابت حداکثری بین تمامی جریانهای سیاسی برگزار شود که البته رهبری هم اخیراً بر این موضوع تأکید کردند. اگر برآیند کلیت نظام سیاسی باشد و به تبع آن حمایت عمومی که از سیاست خارجی مطمئن و مستقل و حامی منافع ملی میآید میتواند روند مذاکرات را به سود کشور و ملت پیش ببرد و البته این موضوع، مشروط به حمایتهای رهبری نظام از این مذاکرات است.
چه انتخاباتی از دیدگاه شما انتخابات حداکثری محسوب میشود؟
برگزاری انتخابات حداکثری در صورتی است که تمام سلایق سیاسی بتوانند با نامزدهای حداکثری خود در انتخابات شرکت کنند و همهی صاحبان نفوذ و قدرت هم این صحبت رهبری را که بنده فقط یک رأی دارم را مایهی عبرت خود قرار دهند و مردم بتوانند در چارچوب قانون اساسی و در قالب یک انتخابات ضابطهمند نفر مورد نظر خود را انتخاب کنند.
آیا در سال 88 انتخابات حداکثری برگزار شد؟
الان موضوع بحث ما این نیست ولی به به نظرم بستر این موضوع فراهم نشد. در سال 88 اشتباهاتی از سوی ناظران، مجریان و کاندیداهای انتخاباتی صورت گرفت که کشور را دچار مشکل کرد.
حالا بر فرض اینکه دولتی که شما آن را حداکثری مینامید در دوره یازدهم تشکیل شود در این صورت آینده مذاکرات ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا اثری در کاهش تحریمها خواهد داشت؟
به نظرم، خودِ مذاکره مهم نیست بلکه نتیجهی مذاکره و چارچوبهایی که در آن پیگیری میشود حائز اهمیت است. در مورد تحریمها هم باید گفت، در پی مذاکرات مقطعی و یا حتی طی یکی دو سال قرار نیست گستردگی آنها کاهش یابد.
منظور من، تحریمهای شدیدی است که طی یک سال اخیر وضع شده است.
تحریمهایی که ناشی از سیاستهای برخی کشورهای بزرگ و اتحادیه اروپا ایجاد شده است، ممکن است با مذاکره قابل حل شدن باشد اما آن دسته از تحریمها که توسط شورای امنیت سازمان ملل وضع شده است به راحتی قابل برداشتن نیست؛ کما اینکه در مورد تحریمهایی که علیه کشور عراق در اواخر دوره صدام ایجاد شد نیز شاهد آن هستیم پس از 8سال، کم کم درحال برداشته شدن است.
از اینکه این فرصت توسط شما در اختیارمان قرار گرفت، بی نهایت سپاسگزاریم و برایتان آرزوی سال خوبی را داریم.
من هم ضمن تبریک سال نو، برای شما و همه دانشجویان دغدغهمند کشورم آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.
برچسب ها: نشریه دانشجویی مداد ، مداد ، دکتر حق شناس ، اعتماد ملی ، دانشگاه صنعتی اصفهان ،مذاکره با آمریکا ، انتخابات88 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 12:18 ق.ظ