طراحی


پنجشنبه 2 خرداد 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

وجوه سلبی و ایجابی «دوم خرداد»/یادداشتی برای شرق/2خردادماه 92



وجوه سلبی و ایجابی «دوم خرداد»
محمدجواد حق‌شناس 
رخداد دوم خرداد 76 باید در هر دو وجه سلبی و ایجابی، مورد بررسی قرار گیرد. در عین حال در وجه سلبی، نگاه به سال‌های ابتدای دهه 70، به‌عنوان مقدمه این بحث، ضروری است. سال‌های پیش از منتهی شدن به فضای دوم خرداد، طیفی از قدرت سیاسی، الگویی مطلوب در ذهن خود طراحی کرده بود و سعی داشت بستر رسیدن به این الگو را فراهم کند. ایده‌های اصلی این الگو در انتهای مجلس چهارم، طراحی شد اما در مجلس پنجم سعی شد مبانی عملیاتی آن پایه‌ریزی شود. محور طرفداران این الگو این بود که نوعی هماهنگی جناحی در قوای سه‌گانه ایجاد شود. آنان در انتخابات مجلس چهارم در‌پی نظارت استصوابی، تعدادی از کاندیداهای اصلی متعلق به جریان چپ مجلس سوم را از میدان خارج کردند و مجلس چهارم با گفتمان محافظه‌کاری وارد عرصه شد.

 آن سال‌ها همچنین با آغاز تغییرات دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی، همراه است. پست نخست‌وزیری و همچنین شورایعالی قضایی حذف شده و در نتیجه رییس قوه‌قضاییه، این مسوولیت را عهده‌دار شده و به عنوان یکی از سران سه قوه، مطرح می‌شود. در پی این تحولات، آیت‌الله موسوی اردبیلی، رییس وقت شورایعالی قضایی که چهره‌ای منتسب به جناح چپ نظام به شمار می‌رفت، از این جایگاه کنار رفت و در سوی مقابل آیت‌الله یزدی با سابقه عضویت در تشکل محوری جناح راست، وارد عرصه می‌شود. پس آقایان ناطق و یزدی از دو تشکل جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دو قوه را در اختیار گرفتند. آقای هاشمی هم چهره قابل‌توجهی در جایگاه ریاست‌جمهوری به‌شمار می‌رود. اما به‌ویژه در سیاست اقتصادی، با جناح راست زاویه پیدا می‌کند. اگرچه عده‌ای حذف وزرای شاخص جناح چپ یعنی سیدمحمد خاتمی، عبدالله نوری و مصطفی معین در دولت دوم آقای هاشمی را در راستای تلاش رییس‌جمهور وقت برای هماهنگی با خواسته‌های جریان سیاسی وقت، ارزیابی می‌کنند. 

همه چیز در ظاهر مهیا بود تا قوه‌مجریه نیز با نامزدی علی‌اکبر ناطق نوری، یک‌دست شود چه اینکه آنها مشی هاشمی‌رفسنجانی میانه‌رو را نیز، برنمی‌تابند. بیانیه حمایتی بیش از 200نفر از اعضای دولت وقت و نمایندگان مجلس، از ناطق نوری، یکی دیگر از وجوه آن دوره است. در اینجاست که جامعه احساس می‌کند در این معادلات، نقش جدی‌ای برای آنها لحاظ نشده است و این یکی از اجزای وقوع دوم خرداد را شکل می‌دهد و وجه سلبی، معنا می‌یابد. جامعه علاقه‌مند است اعلام کند که تشخیص درستی از کاندیداها و نیازهای خود دارد پس خودش تصمیم می‌گیرد.
 
اما در حوزه ایجابی نیز اتفاقاتی در حال وقوع بود. جریان چپ بعد از چند سال حاشیه‌نشینی، وارد حوزه سیاست شده بود. آنها پس از بررسی چند گزینه، در میان موجودین خود به سوی آقای خاتمی میل کردند. ایشان ابتدا از قبول این مسوولیت سر باز زد اما با تاکید سران این جناح سیاسی برای به دست آوردن حداقلی از فضا، وارد میدان رقابت‌ها شد تا برای آینده، خود را مهیا کند. 

نگارنده به‌عنوان عضو ستاد آقای خاتمی، مشاهدات قابل‌تاملی از آن روزها دارد. باور ما این بود که وزن رای جناح چپ و راست تا حدی مشخص بود که در آرای هفت‌میلیونی نامزد رقیب خاتمی، تجلی یافت. آرای جریان چپ به میزانی از وزن جناح راست بیشتر بود و پیش‌بینی آرای 10میلیونی دور از ذهن نبود. اقبال 20میلیونی مردم به رییس‌جمهور دوران اصلاحات، نشان‌دهنده اضافه شدن وجه سلبی به وجه ایجابی آراست.

 سابقه مثبت جناح چپ در دهه نخست انقلاب که با عنوان خط امام، علاقه‌مندی به عدالت اقتصادی و توجه به نیازهای توده‌های پایین‌دست را زنده می‌کرد، در کنار سوابق روشن سیدمحمد خاتمی در بخش فرهنگ کشور در مقام وزیر فرهنگ دولت‌های جنگ و سازندگی، سبب شد تا آقای خاتمی فراتر از جناح چپ قرار گیرد. خداحافظی مشهور ایشان از وزارت فرهنگ با حضور اصحاب فرهنگ و هنر در تالار وحدت، هنوز در ذهن نخبگان و اهالی این حوزه باقی مانده بود که کارنامه او را، قابل توجه می‌دانستند. در کنار آن، برنامه‌ای که خاتمی تحت عنوان توسعه سیاسی ارایه کرد، همراهی نخبگان، جوانان، زنان و جنبش دانشجویی را به دنبال داشت که از تیپ شخصیتی و ادبیات این کاندیدای متفاوت، به نیکی یاد می‌کردند.

 به هر حال پیوند دو وجه سلبی و ایجابی، رخدادی را سبب شد که هنوز در آستانه شانزدهمین سالگرد آن، نیازمند واکاوی و بررسی است. 

لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=11082


چهارشنبه 1 خرداد 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

گره ایجاد شده در باره احراز صلاحیت ها می تواند به دست رهبری انقلاب باز شود/گفتگو با روزنامه شهروند

کلمات کلیدی : انتخابات92 , شورای نگهبان , رهبری انقلاب , هاشمی رفسنجانی , اسفندیار رحیم مشایی , محمد رضا عارف , حسن روحانی , قانون اساسی ,
لینک های مرتبط : گره ایجاد شده فقط به دست رهبرمعظم انقلاب باز خواهد شد


گفتگو با روزنامه شهروند،4شنبه 1/خرداد ماه/1392

گره ایجاد شده فقط به دست رهبرمعظم انقلاب باز خواهد شد
محمد جواد حق‌شناس عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، روزنامه‌نگار، مدیرمسئول روزنامه اعتمادملی، استاد دانشگاه , عضو هیات مدیره انجمن ایرانی روابط بین‌الملل و فعال سیاسی اصلاح‌طلب ایرانیاست. وی در دولت محمد خاتمی مشاور وزیر و مدیر کل سیاسی وزارت کشور و معاون حقوقی، پارلمانیو امور استانها ی 
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است و در دوره اصلاحات عضو و دبیر کمسیونماده10احزاب بود. او دارای دکترای روابط بین‌الملل است که به همراه مهدی کروبی از موسسان حزباعتماد ملی به شمار می رود. پس از تاسیس حزب اعتماد ملی عضو شورای مرکزی، دفتر سیاسی، کمیتهبین الملل و اتاق فکر این حزب بود
 و مدتی بعد از سوی مهدی کروبی صاحب امتیاز روزنامه به عنوان مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی انتخاب شد. روزنامه شهروند در روزی که اسامی تایید شده‌های انتخاباتریاست جمهوری ازسوی خبرگزاری‌های رسمی کشور اعلام شد ، گفت گوی کوتاهی  با محمد جواد حق شناس انجام داد و او معتقد بود این رد صلاحیت ها با ضوابط حاکم هم خوانی ندارد
 و گره ‌اینمشکل ممکن است و به دست رهبر معظم انقلاب باز شود.

متن کامل این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:
محمد جواد حق‌شناس عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، روزنامه‌نگار، مدیرمسئول روزنامه اعتمادملی، استاد دانشگاه , 

--------------------------------

آقای دکتر نظر شما راجع به اسامی اعلام شده از سوی خبرگزاری‌های رسمی کشور چیست و

 آیا به نظرشما با این وضعیت می‌توان انتظار یک شور و حماسه سیاسی را داشت؟

این اتفاق به شدت غیر منتظره است و با معیارهای شناخته شده بر مبنای قانون اساسی که در آنجا شاخص‌هایی را برای رئیس‌جمهوری مشخص کرده من جمله رجل سیاسی- مذهبی، مدیر و مدبر بودن و توانایی اداره کشور را داشتن نمی‌خواند و به نظر می‌آید با اخباری که دارد به گوش می‌رسد در آن چهره‌های شاخصی از ثبت‌نام کنندگان ردصلاحیت شدند با ضوابط حاکم همخوانی ندارد و با رهنمودهایی که رهبر معظم انقلاب در نوروز امسال ارائه کردند در تضاد کامل است زیرا تاکیدی که‌ایشان در خلق حماسه سیاسی داشتند و حضور همه سلایق در انتخابات به نظر می رسد با این روندی که شورای نگهبان در پیش گرفته هم خوانی ندارد، با ثبت‌نام آقای ‌هاشمی  فضا داشت ایجاد می‌شد که جریان اصلاح‌طلب با دلگرمی در این پروسه حاضر شوند همچنان که جریان میانه رو هم از ایشان حمایت کرده بود و وقتی شاهد خبر عدم احراز صلاحیت ایشان توسط شورای نگهبان هستیم آن موج و هیجانی را که ظرف یک هفته اخیر در بین اقشار مختلف شاهد بودیم به یاس و دلسردی خواهد رسید و از طرفی دیگر با حذف کاندیدای دولت از سمت دیگر شاهد این موضوع هستیم که‌این مسئله هم نگرانی‌هایی را در بین قشر هواخواه دولت به همراه خواهد داشت و زمینه رقابت را مهیا نخواهد کرد.

به نظر شما این موضوع چطور حل می‌شود؟ آیا این گره فقط به دست مقام معظم رهبری مانند سال 84 درخصوص آقای دکتر معین حل خواهد شد؟ و ایشان در این موضوع وارد می‌شوند؟

بله ‌این اتفاقی بود که درآن مقطع افتاد، کاهش مشارکت در انتخابات نتیجه ‌این روند به‌این امر منتهی می‌شود که دلسوزان نظام  و مجموعه کسانی که دل در گرو انقلاب دارند به ‌این تدبیر بیندیشند که رهبری برای رعایت مصالح نظام راسا وارد این امر شوند و تصمیم‌گیری نمایند و زمینه تصحیح عملکرد صادره توسط شورای نگهبان را فراهم آورند.

با وضعیت موجود ما شاهد حضور آقایان عارف و روحانی در این پروسه هستیم که از در جبهه اصلاحاتهستند 

آیا با این وجود آرای اصلاح‌طلبان به سمت آنان خواهد بود؟

من فکر می‌کنم در این بین سه اتفاق می‌افتد اول این که بخشی از اشخاصی که راضی شدند در انتخابات شرکت کنند وارد بحث رای گیری نمی‌شوند و بخشی دیگر از آرا بین آقایان عارف و روحانی تقسیم شود مگر این که ‌این دو نفر در روزهای پایانی به یک اجماع بین خود برسند و و این که در روز آخر فقط یک نفر در صحنه حاضر باشد تا بتواند تمام آرای باقی مانده اصلاح‌طلبان را جمع کند.

اگر کاندیدای دولت هم غایب باشد وضعیت آرای طرفداران دولت چگونه می‌شود؟

من احتمال می‌دهم که ‌این آرا هم در بین سایر کاندیداها پراکنده شود این را مسلم می‌دانم که به سمت گروه 2+1 که نخواهد بود هر چند در این بین محسن رضایی تلاش زیادی کرد که بخشی از این آرا را به سمت خود جذب کند و موفق هم نشد اما آرای باقی مانده ممکن است بین سایر کاندیداها پخش شود.

و در آخر آقای دکتر دوباره ارجاعی به سوال اول خودم می‌کنم با حذف این دو کاندیدای شاخص(آقایان‌هاشمی و مشایی) عرصه رقابت را چطور می بینید؟

حضور این دو نفر مطمئنا فضای انتخاباتی را پر شور خواهد کرد و ما شاهد یک فضای رقابتی خواهیم بود و در صورت عدم حضور ما شاهد این فضا نیستیم.



سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

مناظره رسایی و حق شناس‌ در دانشگاه علم و صنعت/2/چه کسانی به سفارت انگلیس حمله کردند؟

کلمات کلیدی : مناظره رسایی-حق شناس , دانشگاه علم وصنعت , سیاست خارجی , هاشمی , خاتمی , احمدی نژاد , ایالات متحده آمریکا , منافع ملی ,


با مورد توجه قرار دادن مباحث مربوط به سیاست خارجی و نوع گفتمان دولت‌های گذشته نسبت به این موضوع، مناظره‌ای در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد که دو طرف این مناظره حمید رسایی و محمدجواد حق‌شناس بودند.


رسایی در ابتدای این مناظره با تاکید بر این‌که سه حوزه فرهنگ، اقتصاد و سیاست خارجی در قوه مجریه نسبت به سایر بخش‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار است، گفت: خمیر مایه و ریشه انقلاب اسلامی که ما تا اینجا برای آن هزینه‌های زیادی داده‌ایم و البته عزتمند هم بوده‌ایم، گفتمان فرهنگ و سیاست خارجی بوده است.
وی افزود: نوع گفتمان ما در مواجهه با مسائل مربوط به سیاست خارجی، قبل از انقلاب نسبت به بعد از انقلاب متفاوت بوده و بعد از انقلاب بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت گفتمان‌مان را پیش برده‌ایم و البته مرجع تشخیص‌دهنده این سه اصل مهم نیز رهبر معظم انقلاب بوده است.
این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: در طول پشت سر گذاشتن دولت‌ها و دوره‌های گذشته ما هر وقت بر اساس اصول تبیین شده حرکت کرده‌ایم موفقیت بیشتری در حوزه سیاست خارجی داشته‌ایم و هر کدام از این دولت‌ها که از این اصول فاصله گرفته‌اند و یا آن را خوب اجرا نکرده‌اند، باعث به وجود آوردن مشکلاتی شده‌اند.
وی در ادامه ابراز داشت: انتقادات اصلی که امروز متوجه دولت کنونی است، پیرامون این موضوع است که چرا از آن شعارهایی که روز اول می‌داد و باعث روی کار آمدنش شد عدول کرد؟ همچنین شاهد بودیم که در دولت اصلاحات علیرغم این‌که شعار تنش‌زدایی سر داده می‌شد، اما متاسفانه در همان دوره شاهد غضب و بدترین تهمت‌ها از طرف مجامع استکباری قرار گرفتیم و اصلا ایران محور شرارت شد.
وی با تاکید دوباره بر این‌که دولت دهم با دولت نهم در این بحث متفاوت است، گفت: نوع مواجهه قدرت‌های بزرگ با ما متفاوت شده است. هر چقدر ما به آرمان‌های انقلاب نزدیک‌تر بودیم، هم خدمتگزاری ما بیشتر بوده و هم این‌که محبوبیت دولت نزد مردم بیشتر بوده است.

در ادامه محمدجواد حق‌شناس تاکید کرد: یکی از شاخص‌هایی که می‌تواند کارنامه یک دولتمرد را در عرصه اداره کشور روشن کند و روی افکار عمومی و صحنه جامعه تاثیرگذار باشد عرصه سیاست خارجی به عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تصمیم‌گیری است.
حق‌شناس با بیان اینکه عنصر منافع ملی مهمترین موتور محرکه در عرصه سیاست خارجی مورد توجه سیاستمداران، احزاب سیاسی، دولت‌ها و پارلمان‌ها بوده است، گفت: در سال‌های پایانی جنگ و بحث پذیرش قطعنامه ۵۹۸ می‌بینیم که تصمیمات از این تاریخ به بعد در چارچوب منافع ملی دنبال شد، چنانچه وقتی بحث جنگ در جنوب لبنان پیش آمد و عده‌ای از فرماندهان نزد امام آمدند و بحث رفتن به لبنان را مطرح کردند، امام (ره) اولویت اول را کشور خودمان دانستند.
وی در ادامه گفت: در دولت احمدی‌نژاد در بحث سیاست خارجی بلایی سر کشور ما آمد که ما تا به امروز نتوانسته‌ایم از آن خلاصی پیدا کنیم.


در ادامه رسایی نیز با تاکید بر این‌که رهبری امام (ره) و مقام معظم رهبری هیچ تفاوتی با هم نداشته است، گفت: همه دشمنان امام امروز دشمنان مقام معظم رهبری هستند و این نشان می‌دهد مسیری که رهبر معظم انقلاب طی کرده‌اند همان مسیری است که امام آن را طی کردند.
این نمااینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: اگرچه برخی خود را به امام سنجاق کردند، ولی همواره دشمنان از این شخصیت‌ها حمایت تمام قد می‌کنند، بنابراین این آدم‌ها و جریانات هستند که عوض شده‌اند و دشمنان دیروز امام امروز حامی آنها شده‌اند. کسانی که خود را وا داده‌اند و ارتباط‌شان با مردم قطع است، همچنین برخی کاندیداهایی که برای جمع کردن رای بحث کدخدا بودن آمریکا را مطرح می‌کنند همه اینها مواضعی ذلیلانه اتخاذ کرده‌اند. از طرف دیگر اعتقادات هم ضعیف شده است.
رسایی در ادامه در واکنش به بخشی از صحبت‌های حق‌شناس مبنی بر این‌که ما بعد از جنگ، منافع ملی را مدنظر قرار دادیم، گفت: مگر ما قبل از جنگ بر اساس احساسات عمل کردیم. این‌که امام گفته‌اند راه قدس از کربلا می‌گذرد به این معنی نبوده است که دیگر به اسرائیل کار نداشته باشیم، امام می‌گفتند نقطه هدف ما قدس است و ما از آن کوتاه نمی‌آییم، ولی برای رسیدن به آنجا باید از همین جا بگذریم و امام (ره) هیچگاه یک قدم در برابر کشور غاصب اسرائیل عقب‌نشینی نکردند و اصلا همه دعواهای ما با قدرت‌های استکباری همین بوده است. این‌که این موضوع مورد توجه قرار گرفته است که هر وقت رسانه‌های بیگانه از شما تعریف، تمجید و تبلیغ کردند به خودتان شک کنید ریشه قرآنی دارد.

در ادامه نیز حق‌شناس خاطرنشان کرد: پدیده دشمن صهیونیستی پدیده جدیدی نیست، جنگ هم از سال ۵۹ آغاز شد. این‌که وقتی در سال‌های پایانی جنگ و زمان حمله اسرائیل به لبنان، برخی فرماندهان آمادگی خود را برای رفتن به لبنان اعلام می‌کنند و امام آن موضع را می‌گیرند، دلیلی مشخص دارد. زمانی که به کشور ما عراقی حمله کرده که همه دنیا پشت سر اوست اول باید مساله خود را حل کرد و باید دید که اصلا عزت، مصلحت و حکمت کجاست.
وی افزود: در همان سال‌های جنگ دیدیم که دولت عربستان با حجاج ایرانی چه کرد، ولی دو سال بعد رابطه ایران با عربستان به اوج خود رسید، بنابراین بحث این است که در سیاست خارجی عقل می‌گوید هیچ وقت دشمن، دشمن دائمی نیست و دوست، دوست دائمی نیست. چرا می‌خواهیم خود را فریب دهیم؟ زمانی که منفعت ملی حکم می‌کند، بزرگ‌ترین دشمن ما بهترین دوست ما می‌شود
 در ادامه این مناظره محمدجواد حق‌شناس با تاکید بر این‌که نه دشمن دائمی است و نه دوست، مدعی شد: در دوره شانزده ساله هاشمی و خاتمی مسیر حرکت ما در راستای منافع ملی بود و بر اساس عزت و مصلحت حرکت کردیم و تمام دنیا نیز این موضوع را پذیرفت، اما امروز به نازل‌ترین سطح خود رسیده‌ایم.
حق‌شناس با اشاره به پنج قطعنامه صادر شده علیه ایران، اظهارکرد: ثروت ملی ما به یک چهارم تبدیل شده است و همچنین دلارهزار تومان به حدود سه هزار و ۸۰۰ تومان تبدیل شده است.

وی به ماجرای حمله به سفارت انگلیس اشاره کرد و گفت: چند روز پیش آقای احمدی‌مقدم گفتند این اتفاق با هماهنگی سفارت انگلیس انجام شده است و عین جمله ایشان چنین است: ماجرای ورود به سفارت انگلیس دامی بود که انگلیس گستراند و خودشان در را باز کردند.
به گزارش ایسنا، حق‌شناس در ادامه خطاب به دانشجویان پرسید چه کسانی به سفارت انگیس حمله کرده بودند و برخی دانشجویانگفتند ما.


به گزارش ایسنا، در ادامه حمید رسایی با اشاره به سخنی از امام (ره) مبنی بر این‌که راه قدس از کربلا می‌گذرد، تصریح کرد: امام فرمودند هدف اسرائیل است، اما راه رسیدن به قدس گذشتن از کربلاست، اما این به معنای عوض شدن استراتژی نیست.
وی با اشاره به این‌که سپاه قدس امروز خواری در چشم دشمنان است، اضافه کرد: سپاه قدس از اول انقلاب و زمان امام به دستور ایشان تشکیل شده است و همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند هر جا جنبشی منافع اسرائیل را به خطر اندازد، ما از آن حمایت می‌کنیم و این دقیقا سیاستی مبتنی بر مصلحت، عزت و حکمت است چون اگر تو تهاجم نکنی، او تهاجم خواهد کرد.
وی با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر این‌که در موضوع بحرین دخالت نداشته‌ایم، گفت: همان‌جا رهبری تاکید کردند در جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه دخالت کردیم و پیروز شد.
رسایی ادامه داد: آقای هاشمی می‌گویند ما با اسرائیل سر جنگ نداریم و بهتر است عرب‌ها بجنگند، در حالیکه ما با اسرائیل سر جنگ داریم، چون وقتی اعراب با اسرائیل جنگیدند، بعد از شش روز زمین خوردند، اما حزب‌الله لبنان پس از ۳۳ روز در جنگ پیروز شد و در غزه هم با جنگ ۲۲ روزه به پیروزی رسیدند که این نتیجه سیاست عزت و مصلحت بوده است.
وی با اشاره به این سخن امام (ره) مبنی بر این‌که اگر با صدام کنار بیاییم با آل‌سعود کنار نمی‌آییم،گفت: چه کسی تشخیص می‌دهد این تاکتیک باید عوض شود، چرا که این موضوع از جمله اختیارات مقام معظم رهبری است و در همین راستا در جنگ عراق و آمریکا وقتی عده‌ای می‌گفتند باید به صدام کمک کرد مقام معظم رهبری تاکید داشتند که اینجا جنگ اسلام و کفر نیست، بلکه جنگ آمریکا و عراق بر سر نفت است و ما وارد نشدیم.
رسایی با بیان اینکه هولوکاست را از اقدامات شجاعانه احمدی‌نژاد می‌دانم و در این خصوص از او حمایت می‌کنم، گفت: طرح هولوکاست کار حقی بود و بر اساس مصلحت، عزت و حکمت بود، چون زمین بازی را عوض کرد و در حالی که تا قبل از طرح هولوکاست ما متهم بودیم، با طرح این موضوع توپ به زمین دشمنان افتاد.

به گزارش ایسنا، حق‌شناس در این لحظه گفت: آقای احمدی‌نژاد در زمینه هولوکاست حرف‌شان عوض شده است و رسایی ادامه داد: ایشان هم شبیه شما شده و همه دعوای ما این است که چرا احمدی‌نژاد شبیه رقبای ۸۴ خود شده‌ است.
رسایی خطاب به حق‌شناس گفت: شما روی خاتمی متوقف شده‌اید و الان رفته‌اید سراغ کسی که ۹۰ سال دارد و شما امروز ارتجاع می‌کنید، چون آقای هاشمی قدرت‌طلب است و اصلاح‌طلبان هم قدرت‌طلب هستند امروز رسیدن به قدرت را در اتحاد این دو می‌دانید.
به گزارش ایسنا، در ادامه حق‌شناس با اشاره به این‌که گفتمان انقلاب در نگاه امام مشخص است، خطاب به رسایی، گفت: شما دور کسی سینه می‌زدید که در ۱۰ سال حاکمیت امام در عرصه نبوده است.
وی افزود: ما نمی‌گوییم نمی‌توان هاشمی را نقد کرد، بلکه بیش از شما به هاشمی نقد داریم، اما بر اساس همان نظر که دشمن ابدی و دوست ابدی نداریم معتقدیم بر اساس منفعت مردم باید حرکت کرد و امروز در میان کاندیداهای موجود، آقای هاشمی خیرالموجودین است.
وی با اشاره به این‌که خاتمی امکان حضور در صحنه پیدا نکرده است، گفت: طبیعی است که بر اساس عقل و بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری و تاکیدشان بر انتخابات حداکثری ما نمی‌خواستیم انتخابات را تحریم کنیم و علیرغم این‌که کاندیدای اکثریت ما در صحنه حضور ندارد، خیرالموجودین را آقای هاشمی می‌دانیم که با فاصله زیادی با دیگر کاندیداها است؛ چراکه به اندازه عمر آقای لنکرانی در زندان بوده‌اند و عمرشان را برای انقلاب گذاشته‌اند گرچه قبول داریم که آدم‌های بزرگ اشتباهات بزرگ هم دارند و کسی نمی‌گوید که هاشمی اشتباه نداشته، اما امروز در بین کاندیداها او را خیرالموجودین می‌دانیم.
این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان اینکه رهبری معتقدند هیچ کس برایشان هاشمی نمی‌شود،‌گفت: بیست روز صبر کنید و ببینید چه می‌شود و امام (ره) هم تاکید داشتند که تا زمانی که انقلاب وجود دارد و نهضت جاری است هاشمی زنده است.
حق‌شناس با بیان این‌که میزان حال فعلی افراد است و امروز بهترین ایام عمر هاشمی در طول ۸۰ سال عمرش است، خاطرنشان کرد: ملت ایران در طول ۳۰ سال عقل جمعی‌اش اشتباه نکرده است و اگر امروز به بازار و کوچه و خیابان و حتی حوزه‌های علمیه سر بزنیم می‌بینیم که گرایش افراد به آقای هاشمی است پس نباید گروه مرجع را اشتباه گرفت و ما معتقدیم اگر راه نجات و امیدی باشد آن راه هاشمی است، البته دنبال قهرمان‌پروری نیستم، اما به خاطر انسدادی که به وجود آمده است در شرایطی که آقای هاشمی باید استراحت کنند مجبور شدیم به سراغ ایشان برویم.

به گزارش ایسنا، در ادامه رسایی گفت: آقای حق‌شناس قبول دارند که هاشمی باید در خانه استراحت کنند، اما جریانی که این ادعا را دارد در مسیر حرکت خود یک تولید نداشته است تا اگر خاتمی که تمام قد آمریکا و اسرائیل و بی‌بی‌سی از او حمایت می‌کنند در صحنه نبود به آن فرد رجوع کنند.
وی به ماجراهای سال ۸۸ اشاره کرد و اظهارکرد: من خاتمی را در آن حد درشت نمی‌دانم و معتقدم راس کودتا و فتنه در سال ۸۸ هاشمی بوده است.
وی در پاسخ به سوال دانشجویی در رابطه با سن و سال آقای جنتی، گفت: ایشان جایگاه اجرایی ندارند و ما نمی‌گوییم آقای هاشمی چرا رییس مجمع تشخیص است، چرا باید در مشورت حتی از مخالفان هم بهره گرفت.
رسایی خطاب به حق‌شناس ادامه داد: شما که به تشخیص و عقل جمعی ملت اعتقاد دارید چرا هشت سال توی سر ملت زدید که چرا احمدی‌نژاد را انتخاب کردند و آیا ملاک امام و دشمنان امام امروز یکی شده است و این چه خط امامی است که امروز تمام دشمنان طرفدار این خط امام شده‌اند؟
وی در ادامه در رابطه با صحبت‌های حق‌شناس در مورد لنکرانی، گفت: اگر آدم تمام عمر در زندان باشد اما روزی که بیرون می‌آید به همه چیز لگد بزند چه فایده دارد.

حق‌شناس در پایان با بیان اینکه ما انتخابات را یک فرصت می‌دانیم که موجب حرکت به سوی کمال کشور می‌شود، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بر حضور تمام سلایق در انتخابات و بر انتخابات حداکثری تاکید داشتند پس باید تلاش کنیم تمام سلایق سیاسی را وارد انتخابات کنیم و رقابت واقعی سیاسی شکل دهیم تا مردم پای صندوق بیایند و احساس نکنند کسی به تصمیم آنها توجهی ندارد و به هر نتیجه‌ای که رسیدیم همه پایبند به نتیجه دقیق انتخابات باشیم.
لینک منبع:


دوشنبه 30 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

مناظره حق شناس و سلیمی نمین/ گزارش تصویری

کلمات کلیدی : مناظره حق شناس و سلیمی نمین/ , گزارش تصویری , تسنیم ,


http://multimedia.tasnimnews.com/Media/Gallery/60362

عکاس: فؤاد اشتری
تاریخ: ۱۳۹۲/۲/۳۰


دوشنبه 30 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

مناظره محمدجواد حق‌شناس و حمید رسایی /گزارش تصویری

کلمات کلیدی : مناظره محمدجواد حق‌شناس و حمید رسایی /گزارش تصویری ,


http://multimedia.tasnimnews.com/Media/Gallery/60526


دوشنبه 30 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

مناظره رسایی و حق‌شناس در دانشگاه علم و صنعت/سیاست خارجی در دوران هاشمی خاتمی و احمدی نزاد

کلمات کلیدی : سیاست خارجی , دولت هاشمی , دولت خاتمی , دولت احمدی نژاد , اصل عزت حکمت و مصلحت , جنگ تحمیلی , ایالات متحده امریکا , عربستان سعودی ,


مناظره رسایی و حق‌شناس در دانشگاه علم و صنعت /1/

» سرویس: سیاسی - سیاست داخلی
46-112.jpg

با مورد توجه قرار دادن مباحث مربوط به سیاست خارجی و نوع گفتمان دولت‌های گذشته نسبت به این موضوع، مناظره‌ای در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد که دو طرف این مناظره حجت‌الاسلام و المسلمین رسایی و محمدجواد حق‌شناس بودند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رسایی در ابتدای این مناظره با تاکید بر این‌که سه حوزه فرهنگ، اقتصاد و سیاست خارجی در قوه مجریه نسبت به سایر بخش‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار است، گفت: خمیر مایه و ریشه انقلاب اسلامی که ما تا اینجا برای آن هزینه‌های زیادی داده‌ایم و البته عزتمند هم بوده‌ایم، گفتمان فرهنگ و سیاست خارجی بوده است.

وی افزود: نوع گفتمان ما در مواجهه با مسائل مربوط به سیاست خارجی، قبل از انقلاب نسبت به بعد از انقلاب متفاوت بوده و بعد از انقلاب بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت گفتمان‌مان را پیش برده‌ایم و البته مرجع تشخیص‌دهنده این سه اصل مهم نیز رهبر معظم انقلاب بوده است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: در طول پشت سر گذاشتن دولت‌ها و دوره‌های گذشته ما هر وقت بر اساس اصول تبیین شده حرکت کرده‌ایم موفقیت بیشتری در حوزه سیاست خارجی داشته‌ایم و هر کدام از این دولت‌ها که از این اصول فاصله گرفته‌اند و یا آن را خوب اجرا نکرده‌اند، باعث به وجود آوردن مشکلاتی شده‌اند.

وی در ادامه ابراز داشت: انتقادات اصلی که امروز متوجه دولت کنونی است، پیرامون این موضوع است که چرا از آن شعارهایی که روز اول می‌داد و باعث روی کار آمدنش شد عدول کرد؟ همچنین شاهد بودیم که در دولت اصلاحات علیرغم این‌که شعار تنش‌زدایی سر داده می‌شد، اما متاسفانه در همان دوره شاهد غضب و بدترین تهمت‌ها از طرف مجامع استکباری قرار گرفتیم و اصلا ایران محور شرارت شد.

وی با تاکید دوباره بر این‌که دولت دهم با دولت نهم در این بحث متفاوت است، گفت: نوع مواجهه قدرت‌های بزرگ با ما متفاوت شده است. هر چقدر ما به آرمان‌های انقلاب نزدیک‌تر بودیم، هم خدمتگزاری ما بیشتر بوده و هم این‌که محبوبیت دولت نزد مردم بیشتر بوده است.

در ادامه محمدجواد حق‌شناس تاکید کرد: یکی از شاخص‌هایی که می‌تواند کارنامه یک دولتمرد را در عرصه اداره کشور روشن کند و روی افکار عمومی و صحنه جامعه تاثیرگذار باشد عرصه سیاست خارجی به عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تصمیم‌گیری است.

حق‌شناس با بیان اینکه عنصر منافع ملی مهمترین موتور محرکه در عرصه سیاست خارجی مورد توجه سیاستمداران، احزاب سیاسی، دولت‌ها و پارلمان‌ها بوده است، گفت: در سال‌های پایانی جنگ و بحث پذیرش قطعنامه 598 می‌بینیم که تصمیمات از این تاریخ به بعد در چارچوب منافع ملی دنبال شد، چنانچه وقتی بحث جنگ در جنوب لبنان پیش آمد و عده‌ای از فرماندهان نزد امام آمدند و بحث رفتن به لبنان را مطرح کردند، امام (ره) اولویت اول را کشور خودمان دانستند.

وی در ادامه گفت: در دولت احمدی‌نژاد در بحث سیاست خارجی بلایی سر کشور ما آمد که ما تا به امروز نتوانسته‌ایم از آن خلاصی پیدا کنیم.

در ادامه رسایی نیز با تاکید بر این‌که رهبری امام (ره) و مقام معظم رهبری هیچ تفاوتی با هم نداشته است، گفت: همه دشمنان امام امروز دشمنان مقام معظم رهبری هستند و این نشان می‌دهد مسیری که رهبر معظم انقلاب طی کرده‌اند همان مسیری است که امام آن را طی کردند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: اگرچه برخی خود را به امام سنجاق کردند، ولی همواره دشمنان از این شخصیت‌ها حمایت تمام قد می‌کنند، بنابراین این آدم‌ها و جریانات هستند که عوض شده‌اند و دشمنان دیروز امام امروز حامی آنها شده‌اند. کسانی که خود را وا داده‌اند و ارتباط‌شان با مردم قطع است، همچنین برخی کاندیداهایی که برای جمع کردن رای بحث کدخدا بودن آمریکا را مطرح می‌کنند همه اینها مواضعی ذلیلانه اتخاذ کرده‌اند. از طرف دیگر اعتقادات هم ضعیف شده است.

رسایی در ادامه در واکنش به بخشی از صحبت‌های حق‌شناس مبنی بر این‌که ما بعد از جنگ، منافع ملی را مدنظر قرار دادیم، گفت: مگر ما قبل از جنگ بر اساس احساسات عمل کردیم. این‌که امام گفته‌اند راه قدس از کربلا می‌گذرد به این معنی نبوده است که دیگر به اسرائیل کار نداشته باشیم، امام می‌گفتند نقطه هدف ما قدس است و ما از آن کوتاه نمی‌آییم، ولی برای رسیدن به آنجا باید از همین جا بگذریم و امام (ره) هیچگاه یک قدم در برابر کشور غاصب اسرائیل عقب‌نشینی نکردند و اصلا همه دعواهای ما با قدرت‌های استکباری همین بوده است. این‌که این موضوع مورد توجه قرار گرفته است که هر وقت رسانه‌های بیگانه از شما تعریف، تمجید و تبلیغ کردند به خودتان شک کنید ریشه قرآنی دارد.

در ادامه نیز حق‌شناس خاطرنشان کرد: پدیده دشمن صهیونیستی پدیده جدیدی نیست، جنگ هم از سال 59 آغاز شد. این‌که وقتی در سال‌های پایانی جنگ و زمان حمله اسرائیل به لبنان، برخی فرماندهان آمادگی خود را برای رفتن به لبنان اعلام می‌کنند و امام آن موضع را می‌گیرند، دلیلی مشخص دارد. زمانی که به کشور ما عراقی حمله کرده که همه دنیا پشت سر اوست اول باید مساله خود را حل کرد و باید دید که اصلا عزت، مصلحت و حکمت کجاست.

وی افزود: در همان سال‌های جنگ دیدیم که دولت عربستان با حجاج ایرانی چه کرد، ولی دو سال بعد رابطه ایران با عربستان به اوج خود رسید، بنابراین بحث این است که در سیاست خارجی عقل می‌گوید هیچ وقت دشمن، دشمن دائمی نیست و دوست، دوست دائمی نیست. چرا می‌خواهیم خود را فریب دهیم؟ زمانی که منفعت ملی حکم می‌کند، بزرگ‌ترین دشمن ما بهترین دوست ما می‌شود.

ادامه دارد ...

انتهای پیام




دوشنبه 30 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

نگران عدم تایید صلاحیت هاشمی هستیم

کلمات کلیدی : هاشمی رفسنجانی , جبهه اصلاح طلبان , انتخابات92 , رجل سیاسی مذهبی , شورای نگهبان , اصولگرایان ,


گفتگوی آریا با محمدجواد حق شناس؛

نگران عدم تایید صلاحیت هاشمی هستیم

بزرگنمایی :  

خبرگزاری آریا-یک چهره اصلاح طلب از عدم تایید صلاحیت هاشمی رفسنجانی ابراز نگرانی کرده است.
محمد جواد حق شناس،عضو حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آریا،گفت:اظهارات و موضع گیری های اخیرموجب شده دل نگرانی های در خصوص تایید صلاحیت آقای هاشمی برای دلسوزان و علاقمندان نظام ایجاد شود.
وی ابراز عقیده کرد : با معیارهای شناخته شده ای که وجود دارد و تمام حقوقدان ها و آشنایان به چارچوب های رقابت سیاسی بر آن اشراف دارند یکی از معیارهای دقیقی که می تواند مصداق رجل سیاسی و مذهبی با توجه به ویژگی هایی همچون مدیر ،مدبر بودن و آشنایی با مسائل سیاسی داشتن و مسلط به مباحث کشور بودند از لحاظ کمی،کیفی و ملاکی یقیننا آقای هاشمی است .
حق شناس گفت:بنده فکر می کنم اصولگرایان در این دوره تلاش خواهند کرد با تعدد کاندیداها رقابت را به دور دوم بکشاندند بنابراین می توان پیش بینی کرد که 4گزینه از این طیف وارد رقابت شوند.
وی رقابت مشایی و هاشمی را بعید دانست.
حق شناس اضافه کرد :جبهه اصلاح طلبان و جبهه اعتدال گرایان توافق کرده اند بعد از اعلام نتیجه شورای نگهبان نشست مشترکی را برگزار کنند تا در خصوص حمایت از یک کاندیدای مشترک به اجماع برسند.


یکشنبه 29 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

رجل سیاسی می‌تواند زن هم باشد/ مناظره با دکتر محمد هاشمی

کلمات کلیدی : مناظره , رجل سیاسی , روزنامه اعتماد , رییس جمهور , محمد جواد حق شناس , دکتر محمد هاشمی , شورای نگهبان , قانون اساسی ,
لینک های مرتبط : روزنامه اعتماد /رجل سیاسی



بررسی مفهوم رجل سیاسی و مذهبی در میزگردی با حضور محمدجواد حق‌شناس و محمد هاشمی در « اعتماد»
رجل سیاسی می‌تواند زن هم باشد



دكتر محمد جواد حق‌شناس: در پیش نویس قانون اساسی آمده یكی از ویژگی‌های رییس‌جمهور، مرد بودن است كه دارای چنین ویژگی‌هایی باشد و این عنوان رای نمی‌آورد نشان می‌دهد كه قانونگذار هیچ علاقه‌یی و همراهی با این پیش‌نویسی كه رای نیاورده ندارد. فلذا در نظر اول با موضوع مخالفت می‌كند و مساله رد می‌شود. در عین حال باید فضای تصویب قانون اساسی را در سال‌های 57 و 58 كه تازه انقلاب پا گرفته و هنوز بیش از شش یا هفت ماه از پیروزی انقلاب نگذشته هم در نظر بگیریم. فضای كشور كاملا برگرفته از سنت‌هایی است كه هنوز در میان جامعه نظرات بسیار جدی وجود دارد درباره اینكه اصلا آیا خانم‌ها می‌توانند رای دهند یا نه؟

دكتر محمد هاشمی: به طور كلی موضوع تشكیل احزاب سیاسی احتیاج به یك پرورش زمانی دارد؛ مثل بزرگ شدن بچه است. منتهای مراتب ما گرفتار یك تاریخ ناخجسته هم هستیم. یعنی اینكه باعث و بانی استبداد گاهی خود مردم هستند. فرهنگ اطاعت محض و بی‌چون و چرا در كشور متداول است. باز ناگزیریم به توسعه سیاسی برگردیم. مشكلی كه وجود دارد این است كه افرادی كه در فضای انقلابی دست‌اندركار امور می‌شوند یك ذهنیت استبدادی استكباری دارند و در فضای جامعه این قضیه وجود دارد





اصل 115 قانون اساسی یكی از اصول پرحاشیه‌یی است كه هر 4 سال یك‌بار سیاستمداران را وا می‌دارد تا درباره آن صحبت كنند. تعریف رجل سیاسی و مذهبی از جمله شرایطی است كه رییس‌جمهور باید مشمول آن باشد. اما اینكه چه تعابیری درباره آن وجود دارد و چگونه می‌توان آن را تفسیر كرد، همیشه جای سوال بوده است. در همین زمینه میزگردی با حضور دكتر محمد هاشمی و دكتر محمدجواد حق‌شناس، هر دو از اساتید برجسته حقوق دانشگاه برگزار شد كه مشروح آن را در ذیل می‌خوانید.

اگر بخواهیم به «رجل سیاسی و مذهبی» بودن بپردازیم بهتر است هر سه كلید واژه را مورد به مورد ارزیابی كنیم. «رجل» و دو قید یا صفت «سیاسی و مذهبی». آنچه كه در اصل 115 به آن اشاره شده است.

دكتر محمد هاشمی| اصل 115 یك شرایطی را برای رییس‌جمهور معین كرده و در واقع این شرایط قابل تحلیل است. با توجه به مندرجات اصل 115 كه رییس‌جمهور باید از میان رجال سیاسی و مذهبی باشد به نظر می‌رسد اول باید كلمه رجل را مورد توجه قرار دهیم. رجل از نظر لغوی یعنی مرد. رجال در مقابلش نساء است. اما از نظر اصطلاحی و اجتماعی رجل سیاسی یعنی شخصیت سیاسی. شخصیتی كه قابل توجه است. در این زمینه آنچه مسلم است از نظر لغوی رجل به معنی مرد در مقابل زن تلقی می‌شود. اما در واقع یك جریانی اتفاق افتاده تا رجل از نظر قانونی، مفهومی شود و آن این است كه شرطی گذاشته بودند در اصل 88 بند یك گروه بررسی قانون اساسی كه رییس‌جمهور باید ایرانی‌الاصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی، مومن و پایبند به مبانی جمهوری اسلامی، مرد و دارای حسن سابقه و تقوا و... باشد طبق مشروح مذاكرات. در اینجا كلمه مرد به كار برده شده كه در این بین بعضی گفتند ذكر كلمه مرد بودن ضرورتی ندارد ولی بعضی گفتند كه ریاست‌جمهوری امر ولایی است پس باید حتما مرد باشد. در مباحث فقی هم موضوع ولایت از آن مردان است. پس از بحث‌هایی كه انجام شد در رای‌گیری مفهوم مرد بودن از لغت رجل رای نیاورد و اصرار كردند و به رجل سیاسی تبدیل شد و رای آورد. رجل به معنای شخصیت. بنابراین بین رجل و مرد تفاوت مفهومی ایجاد شد. پس رجال جایگزین مرد در قانون اساسی قرار گرفت. با این تعبیر اگر رجل را به عنوان شخصیت سیاسی تلقی كنیم شاید بتوانیم این فكر را در ذهنمان بپرورانیم كه گذشت زمان و فراهم شدن جامعه در پذیرش این قضیه رجل به عنوان شخصیت سیاسی باشد و زن هم در آن به عنوان رجل سیاسی مورد توجه قرار بگیرد. در این خصوص زنانی هم بودند كه كاندیدای ریاست‌جمهوری شدند. مثلا خانم طالقانی كه صلاحیتش رد شد اما نه به عنوان زن بودن. از طرف دیگر اگر ما جریان سیاسی جامعه را نگاه كنیم می‌بینیم كه به تدریج زن‌ها در مقام تصدی امور سیاسی در راس امور قرار گرفتند. معاونان رییس‌جمهور زن بودند و وزیر زن داشتیم و به این ترتیب شاید رجل همان مفهوم شخصیت را القا كند، با وجود این آنچه كه مسلم است هنوز درباره اینكه زن می‌تواند یا نمی‌تواند رییس‌جمهور شود نظر صریح حقوقی نداریم، ممكن است فقهی باشد اما نظر حقوقی نداریم. با توجه به آنكه در مجلس مرد بودن رای نیاورد و رجل سیاسی رای آورد پس می‌توان گفت كه همان مجلسی كه به مرد بودن رای نداده پس بین رجل و مرد بودن یك تفاوت مفهومی قرار داده است.

در متن ترجمه قانون اساسی اما واژه رجل را man ترجمه كرده‌اند...

هاشمی: آن ترجمه است. ما مستند گفتیم كه مرد بودن در پیش‌نویس بند یك اصل 88 (گروه بررسی اصول قانون اساسی) رای نیاورد و در روز بعد رجل رای آورده است. پس تلقی ما می‌تواند این باشد كه بین رجل و مرد تفاوت مفهومی قابل استنباط است.

به نظر می‌رسد نظر شورای نگهبان این است كه خانم‌ها هم می‌توانند كاندیدا شوند اما نمی‌توانند رییس‌جمهور شوند و معتقدند كه تقاضای تفسیری درباره اصل 115 از ما نشده است

دکتر حق‌شناس| تفسیر زمانی لازم می‌آید كه ابهامی وجود داشته باشد در مباحث قانون اساسی، خود قانون اساسی نیز مشخص كرده كه موارد ابهام را شورای نگهبان تفسیر می‌كند. اینكه ما تاكنون 33 سال از تصویب قانون اساسی گذشته و اینكه ما 10 انتخابات ریاست‌جمهوری را گذراندیم و اینكه تاكنون هیچ نقطه‌ ابهامی نبوده و فضا روشن بوده و شورای نگهبان موظف به ارائه تفسیری از این قانون نشده به این دلیل است كه مساله مبهم نیست و روشن است. استدلالی كه آقای دكتر هاشمی فرمودند كاملا روشن و واضح است كه وقتی در پیش‌نویس آمده یكی از ویژگی‌های رییس‌جمهور، مرد بودن است كه دارای چنین ویژگی‌هایی باشد و این عنوان رای نمی‌آورد نشان می‌دهد كه قانونگذار هیچ علاقه‌یی و همراهی با این پیش‌نویسی كه رای نیاورده ندارد. فلذا در نظر اول با موضوع مخالفت می‌كند و مساله رد می‌شود. در عین حال باید فضای تصویب قانون اساسی را در سال‌های 57 و 58 كه تازه انقلاب پا گرفته و هنوز بیش از شش یا هفت ماه از پیروزی انقلاب نگذشته هم در نظر بگیریم. فضای كشور كاملا برگرفته از سنت‌هایی است كه هنوز در میان جامعه نظرات بسیار جدی وجود دارد درباره اینكه اصلا آیا خانم‌ها می‌توانند رای دهند یا نه؟ یعنی در همان مقطع شاهد حضور شخصیت‌هایی بودیم كه به‌شدت و جد سوال می‌كردند درباره اینكه اصلا زن آیا حق رای دارد یا نه؟ مورد بحث و نظر است و این نگاه را در نظر بگیرید كه در میان همین مجلس خبرگان ما شاهد حضور تعداد قابل توجهی (ده‌ها) از كسانی كه به نمایندگی مردم به خبرگان قانون اساسی وارد شدند از میان آقایان روحانیون و مجتهدان هستیم كه وارد این مجلس شدند. طبیعی است كه اینجا دو نظر متفاوت كه در مجلس با هم تصادم می‌كند. یك نظر نگاه به این ماجرا این مساله دارد كه انقلاب اسلامی است و می‌خواهد طرحی نو دربیندازد و اصلا جمهوریتی كه ارائه می‌شود با مبانی فكری خیلی از آقایان علما همخوانی ندارد. طبیعتا این نگاه چالش جدی دارد. در كنار این ماجرا هم نگاهی هست كه برای رییس‌جمهوری كه می‌خواهد در واقع در آینده انتخاب شود، قید نشود كه زنان نمی‌توانند رییس‌جمهور شوند. به نظر می‌رسد در آن مقطع چالشی سیاسی ایجاد شود با توجه به اینكه رییس جلسه مرحوم شهید بهشتی بودند، ایشان از یك تیزهوشی سیاسی برخوردار بودند و در اداره آن مجلس به سمتی رفتند كه هم به آن قاعده‌یی كه مورد نظر جامعه است به ویژه نقشی كه زنان در انقلاب و در راهپیمایی‌ها در حمایت از سقوط رژیم پهلوی داشته، بروند چرا كه منع این طبقه ممكن بود در آن مقطع از فضای سیاسی به‌شدت ترویج می‌كند كه جمهوری اسلامی، ‌جمهوری است كه می‌خواهد ارتجاع را حاكم كند و حقوق زنان را زیر پا بگذارد. این مساله ممكن بود فضای جدی علیه جمهوری اسلامی ایجاد كند. از طرفی اگر این را نمی‌گذاشتند از آن سمت ممكن بود یك فضای جدی توسط مذهبیون و قشریون و برخی از آقایان صاحبان فتوا علیه این انقلاب نوپا ایجاد كند. شاید بهترین شكل ماجرا همین اتفاقی است كه وقتی رای نمی‌آورد اصرار نمی‌كنند كه دوباره موارد جابه‌جا شود و ماجرا را تمام می‌كنند و فردا بدون هیچ بحث و مذاكره‌یی به رای گذاشته می‌شود، به نظر می‌رسد كه بین تعطیلی یك روزه (جلسه امروز تا جلسه فردا) لابی‌هایی صورت گرفته و دو طرف را مرحوم شهید بهشتی با زبان خاص خود قانع كرده است. به آقایانی كه دنبال این بودند كه حتما باید مرد باشد و بحث ولایت مردان را مطرح كرده، كلمه رجال را. آقایانی را (اعضا) كه پیگیر بودند كه زنان هم می‌توانند رییس‌جمهور شوند می‌گوید كه رجال سیاسی، رجال به معنی شخصیت است كه همان رجال یك مفهوم عمومی است و طبیعتا به شخصیت‌هایی كه در حوزه سیاست صاحب نظر و توانا هستند اطلاق می‌شود با این ماجرا دو طرف را راضی كردند كه فردا بدون هیچ بحث و گفت‌وگویی این مساله تایید می‌شد و این ماجرا می‌گذرد. در مرحله قانون و تصویب و در مرحله عمل هم ما دقیقا شاهد این هستیم كه 10 انتخابات ریاست‌جمهوری داشتیم كه این مساله اصلا ابهام ندارد. گرچه در روال و در عمل دچار مشكل هستیم. چگونه زمانی كه آقای خاتمی رییس‌جمهور شدند ایشان معاون خود را برای نخستین بار در كابینه یك خانم قرار دادند، خانم دكتر ابتكار به عنوان معاون محیط زیست، درهمان مقطع شاهد برخی نارضایتی‌ها و اظهارهای منفی بودیم ضمن اینكه بازتاب بسیار مثبتی در سطح جامعه و نهادهای مدنی و به‌خصوص تشكل‌های مربوط به زنان داشت و به نوعی به عنوان یكی از شاخص‌های توسعه سیاسی از آن یاد شد اما بازتاب خود را داشت و ایشان در آن مقطع كه گام اول را برداشت باز این احتیاط را كرد كه برای وزارت معرفی نكردند چون ممكن بود گفت‌وگو بابت رای اعتماد در مجلس موجب بازخورد و مشكلی شود. اما آنجا كه مربوط به خودشان بود طی یك حكم عملا توانستند این كار را انجام دهند و مشاور زنان را هم از بین خانم‌ها وارد كابینه كردند و دو نفر از خانم‌ها دایم در آن مقطع در كابینه حضور داشتند. این روال در مرحله بعدی با پیگیری‌ای كه آقای احمدی‌نژاد در دور اول و دوم داشتند و معرفی یك وزیر برای تصدی وزارت آموزش و پرورش و یك وزیر برای وزارت بهداشت كه رای اعتماد نیاورد، اما آن موانع را كه به شكل عملی تحت عنوان گروه‌های ذی‌نفوذ وجود داشت از آن رد شدند. عملا در این سی و چند سال توانستیم كه هم به لحاظ ذهنی تا حدودی مساله را حل و فصل كنیم و هم به لحاظ عملی تا حدی كه به وزارت رسیده است. امروزه اگر خانمی كه دارای صلاحیت‌های لازم است و سوابقی داشته باشند در معرض انتخابات ثبت‌نام كند ازاین بابت مطمئنا شورای نگهبان بعید می‌دانم كه مخالفتی كند و رجال را مطابق مرد بودن بگیرد.

در این فضای سیاسی خیلی‌ها عقیده دارند كه چهره‌یی به عنوان چهره سیاسی زن، كه قید سیاسی را اگر مثلا از مقامات موضوع م 81 ق خدمات كشوری باشد، نداریم؟


دکتر حق شناس :خانم دكتر ابتكار یا خانم دكتر وحیددستجردی یكی چهره اصلاح‌طلب و دیگری اصولگرا، اگر كاندیدا شوند با توجه به اینكه تمام ویژگی‌های دیگر را دارند به راحتی می‌توانند از این مانع عبور كنند.

اگر خیلی تكنیكال و حقوقی نگاه كنیم یا حتی با این فرض بگوییم كه رجل ابهام دارد، نخستین تفسیری كه اولویت دارد تفسیر توضیحی است یعنی باید به مشروح مذاكرات مجلس رجوع كنیم و با توجه به پیش‌نویس مانع قانونی وجود ندارد. اما درباره سیاسی بودن در قانون جدید انتخابات رییس جمهوری به نوعی هدف این بود كه این قیود شفاف‌تر شود. مثلا مشمول ماده 81 قانون مدیریت خدمات كشوری باشند یا جزییات دیگر.


دكتر هاشمی| تفسیر رجل سیاسی از نظر حقوقی سیاسی و جامعه‌شناختی قابل بررسی و تبیین است. از دیدگاه حقوقی به هر حال اصل 19 قانون اساسی می‌گوید كه مردم از هر قوم و قبیله‌یی كه باشند دارای حقوق برابر هستند تفاوتی بین‌شان نیست. بنابراین اصل برابری مردم در برابر قانون اقتضا می‌كند كه مردم مشاركت هم بكنند وقتی كه انتخابات و همه‌پرسی باشد و مردم شركت می‌كنند پس مردم مشاركت سیاسی دارند. همین كه انسان مشاركت سیاسی كند، سیاسی است و به گفته ارسطوكه در زمان خودش می‌گفت انسان حیوان سیاسی است واگر قرار باشد كه ما به قرآن هم رجوع كنیم، مردم اقامه قسط و عدل می‌كنند؛ لیقوم الناس بلاقسط. منظور همه مردم هستند. اینها مشاركت‌كننده در اقامه قسط و عدل هستند و جدیدگرایان بعد از رنسانس و بعد از عصر روشنگری مساله قرارداد اجتماعی را مطرح كردند از قرارداد اجتماعی به دموكراسی رسیدند. بنابراین اینجا مشاركت همه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خودشان یك مشاركت سیاسی است و افراد همه سیاسی هستند. اما از دیدگاه سیاسی و جامعه‌شناختی توجه داشته باشیم كه ناگزیر هستیم به یك اصول به اصطلاح بنیادین دموكراسی توجه داشته باشیم و اصول تعیین‌كننده دموكراسی. نخستین اصل دموكراسی همگانی بودن مشاركت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خودشان است. و این موضوعی است كه در اصل 56 قانون اساسی ایران هم آمده كه حاكمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و همان انسان را حاكم بر تعیین سرنوشت سیاسی خویش ساخته است. اما از دیدگاه سیاسی و جامعه‌شناختی اگر توجه كنیم لازمه مشاركت مردم توسعه سیاسی است. و توسعه سیاسی وقتی است كه مردم ابتكار عمل در مشاركت در تعیین سرنوشت سیاسی خودشان را داشته باشند. این ابتكار عمل در واقع یك حالت پدیداری است. یعنی احتیاج به گذشت زمان دارد كه مردم تحول فكری درشان ایجاد شود و در مشاركت خود، مشاركت متفكرانه داشته باشند و این موضوعی است كه نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم حتی در قرآن آمده: ان‌الله لا یغیر قوم حتی یغیروا انفسهم (تحول جامعه مستلزم تحول در وجود فكر و اندیشه عقلی افراد یعنی همان توسعه است.)

نگرش جامعه‌شناسی را اگر جلوه سیاسی بدهیم اصول دیگر دموكراسی، آزادی، برابری و بعد كثرت‌گرایی است. درباره كثرت‌گرایی یك كثرت‌گرایی فكری داریم كه افكار و اندیشه‌های متفاوت در جامعه است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. یكی هم اینكه این افكار سامان یافته شود كه احزاب و گروه‌های سیاسی در این زمینه موثر هستند. در این خصوص مشاركت آنها در تعیین سرنوشت یك مشاركت و حركت سامان‌یافته گروهی به صورت جامعه مدنی است در این خصوص بدیهی است كه احزاب با مشاركت كردن در این امور از جمله انتخابات، عقلا و برجستگان خود را معرفی می‌كنند به عنوان مدیر. بنابراین در اینجا رجل سیاسی حالت مفهومی پیدا می‌كند و نوعا كسانی هستند كه حالت رهبری و راهبری فكری را در جامعه دارند. بدیهی است در چنین حالتی رجل سیاسی یك فرد پخته‌یی خواهد بود كه می‌تواند عقلانیت لازم و كافی را داشته باشد. البته در این زمینه بدیهی است رجل سیاسی بایستی توانمندی فكری و اندیشه لازم را برای مدیریت جامعه داشته باشد. رجل سیاسی را نمی‌توان حالت تخصصی برای آن قائل شد مثلا دكترا داشته باشید یا فوق‌لیسانس... بیشتر پختگی مد نظر است. منتها این پختگی آرمان است. مثل ریگان رییس‌جمهور امریكا كه هنرپیشه بود. اما ریگان از یك حزبی به نام حزب جمهوریخواه بود و لذا آن حزب بود. بنابراین از نظر حقوقی معتقدم كه فرقی بین افراد مشاركت‌كننده نیست منتهای مراتب انتظار می‌رود كه افرادی كه عقلانیت بالاتر ، تجربیات بالاتر و تدبیر بالاتر داشته باشند باید مشاركت كنند تا مردم این امانت را در اختیار این افراد قرار بدهند. وقتی این امر محقق خواهد شد كه آزادی اندیشه، آزادی فكری، آزادی گروهی وجود داشته باشد و این گروه‌های سیاسی با مجادلات خودشان خود به خود افرادی را كه برجسته هستند، معرفی ‌كنند. بنابراین ناگزیر هستیم كه پذیرای این قضیه باشیم. اگر بخواهیم شخصیت سیاسی را به یك عده كه آنها تایید كنند چه كسی باشد بسپاریم قابل قبول به نظر نمی‌رسد.

این امر نسبی است ممكن است شخصیت سیاسی افراد اول انقلاب را در نظر بگیریم با شخصیت سیاسی الان تفاوت داشته باشد. در اوایل انقلاب 112 نفر كاندیدای ریاست‌جمهوری شدند. جامعه در آن زمان نارس و خام بود. ولی الان وضع بدان گونه نیست. اگر معیاری را بخواهیم برای رییس‌جمهور قرار دهیم، رجل سیاسی باید كسانی باشند كه تجربه سیاسی داشته باشند. یا تجربیات سیاسی آزاد داشته باشند یا تجربیات سیاسی عملی یا اجرایی مثلا وزارت كرده باشند.

‌ پس شما گواهی یا تاییدیه را مناسب نمی‌دانید؟

دكتر هاشمی :نه من اصلا پذیرایش نیستم. لازمه‌اش آزادی احزاب و گروه‌هاست كه خود به خود این گروه‌ها فرد شاخص را لیدر قرار می‌دهند. در جامعه سنتی ما پدرسالاری وجود داشت. در روستاها معتمد محل كسی بود كه از برجستگی و عرفان بیشتری برخوردار بود. هیچ قانونی هم برایش وجود نداشت. اگر به خود جامعه بسپارند حالت لیدری پیدا می‌كند البته رجل سیاسی برای آن است كه در اداره امور بینش‌‌های لازم و كافی را داشته باشد فلذا كسانی كه كاندیدا می‌شوند باید برنامه داشته باشند. همان كاری كه چپی‌ها و راستی‌های كشورها انجام می‌دهند و مردم به آنها رای می‌دهند. بنابراین كلمه رجل به تنهایی نیست، رجل یك جامعیت را طلب می‌كند تا فردی به نمایندگی از آن جامعیت فكری وارد عرصه سیاسی شود. پس این را بایستی به عرف و فضای جامعه سپرد و سپردن به یك عده كه تشخیص دهند كه رجل سیاسی است یا نیست به نظر كار معقولی نیست.

‌ همانطور كه قید مذهبی یك سری فاكتورها را دارد قید سیاسی هم یك سری فاكتورها دارد، آیا حسن شهرت سیاسی مهم است (با یك تغییر خاصی) یا نه باید با پارامترهای دیگری درباره تایید صلاحیت در زمینه سیاسی بودن صحبت كرد؟

دکتر حق‌شناس| اگر بخواهیم قائل به تفسیر جناب ارسطو باشیم علی‌القاعده قانونگذار عنوان می‌كرد كه تمام افراد ایرانی بالغ حداقل 30 سال سن در معرض نامزدی ریاست‌جمهوری می‌توانند باشند. اما وقتی مقید می‌شود عملا از میان یك طبقه بزرگ‌تر نقطه‌گذاری و تمركز می‌كنند كه بتوانند موضوع را با محل ماجرا نزدیك كنند و نهایتا مقنن سعی می‌كند كه در این حوزه بتواند به هدف خود برسد. با توجه به جایگاه ریاست‌جمهوری به لحاظ شرح وظایفی كه دارد می‌توانیم مهندسی معكوس كنیم. ببینیم مقنن برای ریاست‌جمهوری و رییس‌جمهور چه تكالیف و وظایفی پیش‌بینی كرده بعد براساس آن وظیفه‌یی كه دارند و تكلیفی كه بر دوشش گذاشته شده است ببینید با این وظایف فرد باید چه ویژگی‌ها و شاخص‌ها و توانایی‌هایی داشته باشد كه بتواند این فرد توان حمل این‌بار را داشته باشد یا نداشته باشد. قانون برای رییس‌جمهور ساختار حكومت و جامعه جمهوری اسلامی را به سه شاخه اصلی تقسیم می‌كند. سه قوه را تعریف می‌كند. مجریه، مقننه و قضاییه و براساس وفاداری كه قانونگذاران ما به جناب منتسیكو دارند و جایگاه شناخته‌شده‌یی در حكومت‌ها و دموكراتیك تعریف شده بحث تفكیك قوا را هم به رسمیت می‌شناسند. در مرحله بعد به تعریف می‌پردازد كه رییس‌جمهور، رییس قوه مجریه است. یكی از مهم‌ترین كار ویژگی‌هایی كه برای جناب رییس‌جمهور در نظر گرفته شده رییس هیات دولت است. انتخاب وزراست و معرفی آنها به مجلس برای گرفتن رای اعتماد. انتخاب سفرا و دادن حكم برای سفیران در كشورهای دیگر، پذیرش سفرا و قبول استوارنامه آنها و... یك وظیفه خاص هم برای رییس‌جمهور در نظر گرفته می‌شود و آن مسوولیت نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی است.

تمام این وظایف از مبانی اصلی حاكمیت و حكومت است. موضوع، موضوع سیاست است. ریاست كابینه، انتخاب وزیر، اداره دولت، ریاست بر قوه مجریه، هماهنگی با قوای دیگر مسوولیت اجرای قانون اساسی، همه اینها دارای شأن و جایگاه سیاسی است. سیاست در اینجا چه موضوعیتی دارد؟ بحث اداره بهینه جامعه است. یك جامعه بتواند در طراز جمهوری اسلامی و با قواعدی كه ترسیم شده و در برابر سایر دولت‌ها و ملل بتواند جایگاهی قابل قبول و رو به ترقی و ارتقا داشته باشد و بتواند از این جهت جامعه ایرانی را در این چارچوب‌ها اداره كند. شأن اول و آخر رییس‌جمهور سیاسی بودن است. اصلا مساله‌ مذهبی بودن در این بحث جدی نیست. طبیعتا سیاست می‌شود موضوع اصلی مورد توجه در عرصه اداره جامعه كه یك شخص باید واجد شرایط در این بخش باشد. این شرایط مجموعه‌یی است از دانش، تجربه، آگاهی، هوش، توان مدیریت و مجموعه‌یی از عوامل دیگر. حتی پشتوانه‌هایی كه در حوزه سیاست بتواند این فرد را در موقعیتی قرار بدهد كه از موانعی كه پیش روی یك رییس‌جمهور قرار می‌گیرد هم عبور كند، هم اگر این موانع پیش پای ملت قرار گرفت بتواند ملت را هم با خودش عبور دهد. این خیلی پشتوانه مهمی است. با همین نگاهی كه از میان 75 میلیون ایرانی- مثلا كسانی كه واجد شرایط‌اند به لحاظ سنی 50 درصد این جمعیت هستند- به اندازه انگشتان یك دست، امكان حضور در صحنه رقابت را پیدا می‌كنند. مثل سال 84 كه تنها چهار نفر در رقابت شركت كردند. در اینجا بحث توجه به عنصر سیاست به شكل حرفه‌یی آن است یعنی علی‌القاعده باید كسی كه نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود به طور حرفه‌یی سیاست‌ورز باشد.

به شكل آماتور وارد عرصه سیاست نشود. ممكن است استاد عالیقدری در حوزه علوم سیاسی كه شاید به لحاظ درجه دانش پروفسور باشد، بیش از 40 سال نیز در بالاترین دانشگاه‌های ایران و حتی جهان تدریس كرده باشد ، ولی ایشان واجد شرایط سیاست‌ورزی حرفه‌یی نباشد، یعنی دانش سیاسی یكی از شرایط لازم است ولی كافی نیست. شاید چیزی كه در دنیا شناخته شده و تجربه بشری است و می‌شود گفت بیش از 220 سال این را تجربه كردیم یعنی از انقلاب كبیر فرانسه كه این تحول را شكل داد و جمهوری‌خواهی به یك گفتمان حاكم تبدیل شد و از فرانسه به یك پیام جهانی، ابتدا در اروپا و بعد در تمام دنیا تبدیل شد و بحث مشاركت سیاسی مطرح شد و بحث مجلس و پارلمان را مطرح می‌كند و مجلس تقسیم به سه شاخه چپ و راست و میانه می‌شود. اما این اصطلاح وارد تمام جوامع دنیا شده از اینجاست كه افرادی كه می‌خواهند وارد عرصه سیاست شوند می‌آیند تمرین و مشق و آموزش سیاسی را به شكل حرفه‌یی در حوزه‌های حزبی و چارچوب‌های قانونی می‌بینند. ابتدا در سطح شهرهای كوچك بعد در استان‌ها بعد در مجلس و بعد در كابینه تا نهایتا به مقام رییس‌جمهوری كه این مراتب قاعدتا باید طی شود. اما در این بخش قانونگذار ما نتوانسته به این نكته توجه كند یا شاید هم هنوز تجربیات وارد جامعه نشده بود. ما اینجا باید عنصر سیاسی را به نحو حرفه‌یی مورد توجه قرار بدهیم و بعد بتوانیم شاخص‌های متفاوت برای این جایگاه حضور در عرصه سیاست را از این منظر مورد توجه قرار دهیم. شاید اتفاقی كه به طور عملی در سالیان اخیر دیدیم اینكه آمده اگر كسی یك دوره وزارت كرد به عنوان رجل سیاسی به آنها توجه شده است. یا اگر در راس یك حزب شاخص سیاسی بود یا اگر در نهادی مثل مجلس یا شورای نگهبان بود می‌بینیم كه این افراد مورد توجه قرار می‌گیرند و به عنوان شاخص مورد نگاه تاییدی شورای نگهبان هستند.

‌ پس با تاییدیه از مقامات سیاسی یا نمایندگان مجلس تا اینكه احراز كنند این كاندیدا شرط سیاسی را دارد چندان موافق نیستید؟

دکتر حق‌شناس:این یك تجربه‌یی است كه در دنیا به آن توجه می‌شود در حوزه‌های متفاوت. به طور مثال در فرانسه یا استرالیا، یا از طریق احزاب افراد مطرح می‌شوند یا برای اینكه هر كسی نتواند در عرصه رقابت وارد شود و در عین حال فضا هم محدود نشود. یك شرایطی مطرح می‌شود. مثل اینكه اگر كسی توانست در كل كشور 50 هزار امضا از افراد صاحب رای جمع كند كه او را واجد شرایط بدانند و رای برای وی در نظر می‌گیرند آن فرد می‌تواند نامزد ریاست‌جمهوری شود. یا مثلا این بحث را عنوان می‌كنند كه مانعی قرار می‌دهند مثلا می‌گویند افرادی كاندیدا شدند و نتوانستند حداقل سه درصد آرا را كسب كنند یا چهار درصد هزینه‌هایی كه برای انتخابات برگزار می‌شود از قبل ودیعه‌یی می‌گذارند و آن توسط وزارت كشور مصادره می‌شود یا نهاد برگزاركننده انتخابات كه جلوی هجوم‌های بی‌رویه را بگیرند. می‌توانیم موانعی بگذاریم من‌جمله امضای افراد واجدشرایط رای دادن یا حداقل امضای افرادی كه در سطح نخبگان موضوعیت دارند مثلا كسانی كه یك دوره به نمایندگی مجلس رسیدند، كسانی كه یك دوره مدیركل شدند، كسانی كه استاد دانشگاه هستند كسانی كه فرماندار بودند یا استاندار ممكن است در جامعه 30 هزار نفر باشند و در میان اینها مشخص می‌كنند اگر هزار نفر از این افراد یك فرد را واجد شرایط دانستند این پایه اول شناسایی است كه انتخاب فرد واجد شرایط منحصر نشود به افراد حاضر در شورای نگهبان. به یك نوع می‌خواهد كمك كند هم مانعی ایجاد نشود در ورود افراد توانا در عرصه سیاست‌ورزی و هم اینكه مانعی باشد برای اینكه هر كس آن را بازیچه و شوخی نگیرد و وارد عرصه‌یی شود كه ممكن است در یك اتفاق پوپولیستی رای هم بیاورد و كشور را به بدبختی بكشد. حداقل نگاهی از نخبگان را داشته باشد. سیستم‌های حزبی به طور كامل افراد را پرورش می‌دهد- حمایت می‌كند و در عین حال مسوولیت هم می‌خواهد و این‌گونه نیست كه وقتی رییس‌جمهور شد رها شود. آن حزب است كه پاسخگوی مردم است و رییس‌جمهور از این نظر انقیادی دارد كه به راحتی نمی‌تواند از زیر بار مسوولیت و سوال فرار كند.

‌ پس عمده این مشكلاتی كه ما در مرحله ثبت‌نام كاندیداها داریم به دلیل فقدان وجود حزب‌وتشكیلات حزبی است؟

دکتر حق شناس| نارسایی قانونی درباره حزب در كشور داریم. نگاهی كه به احزاب وجود داشته نگاه مهربانانه‌یی درباره حزب نبوده است. می‌بینیم كه وقتی رییس‌جهور انتخاب می‌شود علاوه بر اینكه تحزب جدی پشت سرش است اما نخستین كاری كه می‌كند بودجه احزاب را قطع می‌كند و می‌گوید من هیچ تعهدی به حزب ندارم یا حتی بعضا شعار انحرافی داده می‌شود كه تنها حزب‌الله برای ما كفایت می‌كند. به هر حال حزب چارچوبی دارد- قانونی دارد باید اساسنامه و امنامه داشته باشد- موقعیتی داشته باشد. ارگانش شكل بگیرند. اما برای اینكه متعهد به گفتمان شناخته شده تحزب كه در دنیا شناخته شده است و در قانون اساسی مورد تاكید قرار گرفته نباشند و برای فرار از این ماجرا، می‌بینیم كه این اتفاق متاسفانه می‌افتد و از این بابت یكی از نقاط جدی نقض قانون است كه بین انتخابات در كشور ما و احزاب پیوند استوار و عمیق و روشن و تعریف‌شده‌یی وجود ندارد كه این نقیصه اگر رفع شود بقیه مشكلات چه در انتخابات مجلس، در انتخابات شوراها و چه ریاست‌جمهوری می‌توان امیدی برای رفع آنها داشت.

در حوزه‌ قانونی و ساختار حقوقی كشور چرا این پیوند برقرار نشده؟ آیا این نگاه بدبینانه قانونگذار به تشكیلات حزبی در ایران بوده یا نه به زعم قانونگذار یا سیاست‌گذاران به دلیل فعالیت‌های نامناسبی بوده كه احزاب داشته‌اند؟ آیا نگاه بدبینانه به حزب و كار مقدم نیست؟

دكتر هاشمی| به طور كلی موضوع تشكیل احزاب سیاسی احتیاج به یك پرورش زمانی دارد؛ مثل بزرگ شدن بچه است. منتهای مراتب ما گرفتار یك تاریخ ناخجسته هم هستیم. یعنی اینكه باعث و بانی استبداد گاهی خود مردم هستند. فرهنگ اطاعت محض و بی‌چون و چرا در كشور متداول است. باز ناگزیریم به توسعه سیاسی برگردیم. مشكلی كه وجود دارد این است كه افرادی كه در فضای انقلابی دست‌اندركار امور می‌شوند یك ذهنیت استبدادی استكباری دارند و در فضای جامعه این قضیه وجود دارد.

موضوع آزادی در كشور ما قربانی است. همان نمایندگانی كه سوگند یاد كردند، قانونی وضع كردند كه آزادی‌ها را شكسته است. در اصل 9 قانون اساسی آمده است كه هیچ مقامی حق ندارد آزادی‌های مشروع را حتی با وضع قانون سلب كند. كسی كه مسوولیت اداره امور را دارد باید به حرف مردم و حق مردم توجه داشته باشد در حالی كه ما تضییع حقوق مردم را مشاهده می‌كنیم. نظارت شورای نگهبان حقوقی است. یعنی به صلاحیت سلبی و ایجابی وی نگاه می‌كنند. ایجابی این است كه ایرانی‌الاصل باشد و سن و...، سلبی نیز این است كه سوءسابقه نداشته باشد. قانون مطبوعات و قانون احزاب و گروه‌های سیاسی و قانون اجتماعات دارای مشكلاتی است كه ما را از توسعه سیاسی كه منجر به انتخابات شایسته است بازمی‌دارد. آزادی احزاب جزو ضروریات است. ولی موانعی برای آزادی بیان و آزادی احزاب و مجادلات سیاسی در شناخت یا زمینه‌سازی رجل سیاسی داریم. بنابراین قانون مطبوعات، قانون احزاب و قانون اجتماعات دارای ایرادات قابل تاملی است كه مانع فضای شایسته سیاسی است و امیدواریم ذیل اصل 9 مورد توجه كارگزاران و نمایندگان باشد.

درباره قید مذهبی شاخص‌های آن چیست؟ آیا منظور مذهب جعفری است؟ چون طبق قانون اساسی رییس‌جمهور باید سوگند یاد كند كه مدافع مذهب رسمی كشور باشد، حالا هم كه بحث رد صلاحیت بعضی از كاندیداها مطرح شده جدیت بیشتری پیدا كرده.

دکتر حق‌شناس| وقتی كه قید مذهب مطرح می‌شود در قانون اساسی داریم كه مذهب رسمی كشور را شیعه جعفری اعلام می‌كند و از آنجایی كه عنوان مذهبی می‌گذارد باز قانونگذار در آن مقطع به نوعی می‌خواسته این عنوان را برای رییس‌جمهور بار كند كه شاید این صراحت را در ذكر نكرده كه باید شیعه مذهب باشد، اما عنوان مذهبی كه گذاشته و در جای دیگر هم اعلام كرده مذهب رسمی كشور شیعه جعفری اثنی‌عشری است، عملا نشان‌دهنده این است كه رییس‌جمهور را خواسته مقید كند به قید مذهب شیعه وگرنه از این عنوان این نكته حاصل نمی‌شود كه دارای تحصیلات مذهبی باشد.

منظور تنها متدین بودن است یعنی ؟

دکترحق‌شناسنه. به نظر می‌آید عامل به مناسك به معنی مصطلح آن باشد. عامل به اعمال مذهبی باشد. نمازش را بخواند روزه‌اش را بگیرد و بیش از این نیست. برخلاف عرف مبانی مذهبی شهره نباشد. می‌خواهد دارای مذهب شیعه باشد. عین رفتاری كه درباره رجال صورت گرفته بعضا در اینجا نیز می‌خواهد این مفهوم را به طور ضمنی بار كند كه بتواند طوری به پیش ببرد. در همان نخستین دوره ریاست‌جمهوری كسانی كه نامزد شدند و حتی تایید شدند چه كسانی بودند؟ اینها عمدتا رجال سیاسی بودند هیچ‌كدام سابقه مذهبی به این عنوان كه عالم مذهبی باشند، درس خوانده در حوزه مذهب باشند، نیستند. پس این عنوان مذهبی یك بحث حداقلی است كه نشان‌دهنده مذهب رسمی شیعه است و عنوان می‌كند كه این فرد به طور حداقلی پایبند به مباحث شرعی باشد نه بیشتر.

آیا كار شورای نگهبان با تایید صلاحیت تمام می‌شود؟ یا بعد از آن هم می‌تواند نظارت داشته باشد؟

دكتر هاشمی| اگر شورای نگهبان وارد این قضایا شود حالت سلیقه‌یی پیدا می‌كند و جنبه فردی می‌شود و صرفا شرایط حقوقی باید مد نظر باشد؛ شرایط ایجابی و سلبی.

دکتر حق‌شناس| قانونگذار این قضیه را مشخص كرده است. شورای نگهبان حدود اولیه را مشخص می‌كند ولی نهایتا رای مردم است كه فرد را برمی‌گزیند و او را واجد صلاحیت می‌داند یا نمی‌داند. وقتی كه از میان نامزدهایی كه شرایط اولیه را احراز كردند و به عرصه رقابت آمدند این مردم هستند كه وی را انتخاب می‌كنند و نهایتا با تنفیذ رهبری كارش را شروع می‌كند. اما اگر در هر مرحله‌یی ایشان از منظر سیاسی نتوانست كفایت لازم سیاسی را نشان دهد، مقنن مشخص كرده كه مجلس شورای اسلامی در این بخش صاحب صلاحیت است به نمایندگی از ملت. پس از استیضاح، سه‌چهارم نمایندگان مجلس رای می‌دهد كه وی شایسته ریاست‌جمهوری نیست و بعد با تایید رهبری از مقام خود عزل می‌شود یا اینكه، فرد خطا كرد، از جایگاه ریاست‌جمهوری عدول كرد، قصوری مرتكب شد كه سیستم قضایی كشور در دیوان با حضور قضات دیوان صلاحیت عمومی این فرد آنجا رد می‌شود لذا در این بخش شورای نگهبان اصلا واجد شرایط نیست بعد از رای مردم دو جایگاه مشخص است درباره كفایت سیاسی و درباره صلاحیت عمومی او. برای نظارت شورا زمان در نظر گرفته شده است و نمی‌تواند بعد از احراز صلاحیت نیز نظارت داشته باشد. ظرف زمان برای ایجاد نظم عمومی جامعه است و شورای نگهبان نمی‌تواند این قاعده نظم را كه بر همه حاكم است، خود را مستثنی از این قاعده بداند. شورا موظف است تمام لوازم لازم را، تمام مقتضیات را بر اساس ظرف زمانی مربوطه برای افرادی كه نامزد شدند، بررسی كند و در همان مقطع زمانی نیز نظر خود را بدهد.



جمعه 27 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

رقابت اصلی میان هاشمی و مشایی خواهد بود و نامزد اصولگرایان دیده نخواهد شد.

کلمات کلیدی : اصولگرایان , هاشمی رفسنجانی , اصلاح‌طلبان , ایسنا , انتخابات ریاست جمهوری , اسفندیار رحیم مشایی , شورای نگهبان ,


حق‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا:

جامعتین نامزد نهایی اصولگرایان را مشخص می‌کند

» سرویس: سیاسی - سیاست داخلی

abdolvahed mirzazadeh-4-14.JPG   یک عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان این‌که «آرایش سیاسی نهایی اصولگرایان را جامعتین و ریش سفیدان اصولگرایان مشخص می‌کنند» گفت: رقابت اصلی در انتخابات میان هاشمی و مشایی خواهد بود.

محمدجواد حق‌شناس در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به این‌که «اگر مشایی تایید صلاحیت شود، رقابت اصلی در انتخابات میان هاشمی و مشایی خواهد بود» خاطرنشان کرد:‌ تحلیل نهایی آرایش نیروهای سیاسی منوط به نظر شورای نگهبان است اما بر اساس وضع موجود، انتخابات پیش رو بر خلاف انتخابات سال‌های 76، 84 و 88 سه قطبی خواهد بود.

وی در ادامه با اشاره به این‌که «پس از پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات سال 84 شاهد خروج تدریجی وی از درون گفتمان اصول‌گرایی هستیم» تصریح کرد: امروزه شاهدیم که در کنار دو جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی، جریان دیگری به نام جریان دولتی نیز حضور دارد.

نایب رییس جبهه اصلاح‌طلبان همچنین گفت: امروز گفتمان اصلاح‌طلبی و میانه‌رو با محوریت هاشمی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. به دلیل عدم حضور محمد خاتمی، اصلاح‌طلبان از وجود نامزد اکثریتی خود محروم هستند و نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب هم در غیاب خاتمی نتوانستند توجه و حمایت عموم اصلاح طلبان را جذب کنند.

این فعال سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که «تعدد و تنوع نامزدها در جناح اصولگرایان وجود دارد» خاطرنشان کرد: جبهه پایداری که مورد حمایت آیت‌الله مصباح یزدی است، ائتلاف اکثریت اصولگرایان، ائتلاف پیشرفت و جریان رهپویان از زیر مجموعه‌های این جریان هستند.

به گفته‌ی وی چهره‌های مستقلی مثل فلاحیان، سبحانی، رضایی و سعیدی‌کیا نیز در مجموعه اصولگرایان قرار می‌گیرند.

حق شناس همچنین با بیان این‌که «حمایت خاتمی از هاشمی موجب می‌شود که اصلاح طلبان از هاشمی حمایت کنند» اظهار کرد:‌ این هاشمی، هاشمی اوایل دهه 70 نیست.

به گفته‌ی وی حسن روحانی هم که نامزد رزروی جریان اعتدال‌گرا محسوب می‌شود، تا پایان مسیر باقی نمی‌ماند و به نفع هاشمی کنار می‌رود.

این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در ادامه با اشاره به این‌که «حضور احمدی‌نژاد در کنار مشایی در ستاد انتخابات موجب اعترض‌هایی از سوی شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی شد» تصریح کرد: احمدی‌نژاد آماده پرداخت چنین هزینه‌ای بود و به نظر می‌رسد حاضر است بهای بیشتری هم برای حمایت از مشایی بپردازد.

حق‌شناس در ادامه افزود:‌ اصولگرایان حضور مشایی را بر نمی‌تابند و منتظر رد صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان هستند. آنها نیروهای سیاسی خود را بر اساس رد یا تایید صلاحیت مشایی، آرایش می‌دهند به همین دلیل سردرگمی در جریان اصولگرا وجود دارد.

وی همچنین با اشاره به این‌که «اصولگرایان تابع نظر جامعتین و مقامات عالی خود هستند» اظهار کرد: اگر جریان دولت بتواند مشایی را در انتخابات همراه داشته باشد، رقابت اصلی میان هاشمی و مشایی خواهد بود و نامزد اصولگرایان دیده نخواهد شد.

این استاد علوم سیاسی در پایان گفت: اصولگرایان تلاش خواهند کرد تا انتخابات را به مرحله دوم بکشانند تا بتوانند در مرحله دوم موفقیتی کسب کنند.

انتهای پیام



پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

حق شناس در گفتگو با شرق: شورای‌نگهبان به مشایی،اجازه حضور و شرکت در انتخابات را بدهد.

کلمات کلیدی : اسفندیار رحیم مشایی , محمود احمدی نژاد , اکبر هاشمی رفسنجانی , سعید جلیلی , گزینه نظام , انتخابات92 , شورای نگهبان ,


محمد‌جواد حق‌شناس در گفت‌وگو با «شرق»
نامزدی جلیلی معادلات اصولگرایان را بر هم زد
سعید شمس:  ثبت‌نام چهره‌هایی چون آیت‌الله هاشمی، اسفندیار رحیم‌مشایی و سعید جلیلی، در روز پایانی ثبت‌نام، معادلات انتخاباتی را برهم زد. حالا در شرایطی که اصلاح‌طلبان با هاشمی و دولتی‌ها با مشایی با کاندیدای حداکثری انتخابات را تجربه می‌کنند، اصولگرایان با ورود جلیلی هنوز نمی‌دانند که باید با چه رویکردی وارد انتخابات شوند.
 محمد‌جواد حق‌شناس در گفت‌وگو با «شرق» از فضای انتخابات می‌گوید: 
‌چه تحلیلی از فضای موجود انتخاباتی دارید؟ 
فضای انتخابات در حال حاضر منتظر مرحله سوم است که همان اعلام نتیحه تعیین صلاحیت‌ها توسط شورای‌نگهبان است. پیش از این دو مرحله را پشت سر گذاشته‌ایم. در مرحله اول برخی اسامی به عنوان نامزد احتمالی مطرح شدند که می‌توان به چهره‌هایی چون سید‌محمد خاتمی، هاشمی ثمره، غلامحسین الهام، اسحاق جهانگیری و... اشاره کرد که البته آنها هر‌کدام به دلایلی به بحث انتخابات ورود نکردند. مرحله دوم با آغاز ثبت‌نام‌ها شروع شد که در روزهای اول شاهد فضایی نه‌چندان جدی بودیم، اما در روز آخر حضور چهره‌های جدی و حداکثری همانند هاشمی‌رفسنجانی، مشایی و جلیلی باعث شد تا جامعه با فضای انتخاباتی متفاوت‌تری مواجه شود. به نظر من، با توجه به حضور هاشمی و مشایی، چهره‌های متوسط اصولگرا از عرصه خارج خواهند شد تا فضای رقابت، فضای جدی‌تری باشد. چون آنها می‌دانند که با توجه به اتفاقات روز آخر ثبت‌نام، نمی‌توانند در صورت حضوری چند‌پاره، امیدی به موفقیت داشته باشند. نماینده اصلاحات و دولت در شرایطی رقیب اصلی آنها هستند که سعید جلیلی هم با حضور مستقل خود می‌تواند برای کاندیداهای دیگر اصولگرا مساله جدی باشد. نوع ورود ایشان به صحنه انتخابات و اینکه تا روز آخر هیچ نشانه‌ای از کاندیداتوری‌اش مشاهده نشده بود، همچنین خودداری از هرگونه اظهارنظر و اعلام اینکه تا زمان شروع تبلیغات هیچ فعالیتی نخواهند داشت، موجب شده تا اذهان عمومی این‌طور قضاوت کند که او نسبت به سایر نامزدهای اصولگرا متفاوت است. باید گفت که جلیلی با حضور روز آخر خود، معادلات اصولگرایان را بر هم زد. 

‌برخی مدعی هستند جلیلی «گزینه نظام» است، این ادعا را چطور تحلیل می‌کنید؟ 
به نظر من به کار بردن این واژه با تاکید مقام‌معظم‌رهبری در ابتدای سال 92 و مشخصا در مهم‌ترین سخنرانی‌شان که در حرم رضوی مطرح شد، منافات دارد. ایشان در آن سخنرانی که معمولا مهم‌ترین سخنرانی سالشان هم هست، به سه مورد اشاره کردند که همان انتخابات حداکثری، نامعلوم بودن رای خود و حضور سلیقه‌های مختلف سیاسی بود. به همین دلیل تاکید دارم که به‌کارگیری از لفظ گزینه نظام، برای هر‌یک از کاندیداها لطمه بزرگی را وارد می‌کند. وقتی ایشان می‌فرمایند که من یک رای بیشتر ندارم و هیچ‌کس هم از آن باخبر نیست، نباید چنین بحثی را وارد ادبیات انتخاباتی کرد و باید بدانیم این کار خیرخواهانه نیست. 

‌به بحث مشایی بپردازیم. پیش‌بینی شما از تصمیم شورای‌نگهبان درباره صلاحیت مشایی چیست؟ 
با توجه به این جمله آقای کدخدایی که هفته پیش اعلام کردند «شورای‌نگهبان به برخی از مصلحت‌ها توجه می‌کند» و همچنین نوع سخنانی که مشایی در ساختمان وزارت کشور مطرح کردند، باید گفت که احتمال رد‌صلاحیتش کمتر از قبل شده است. بنده به‌شخصه معتقدم اگر واقعا دلیل محکمی برای عدم صلاحیت نداشته باشند، دلیلی ندارد که شورای‌نگهبان اجازه کاندیداتوری را از او سلب کند. 

‌تحلیل شما از واکنش دولتی‌ها به رد‌صلاحیت احتمالی مشایی چیست؟ 
دولت در یکی، دو سال و به‌ویژه در ماه‌های اخیر از بحرانی‌کردن فضای سیاسی کشور استقبال کرده است و دقیقا به همین دلیل، در این مقطع زمانی، رد‌صلاحیت آقای مشایی را به صلاح نمی‌دانم؛ لذا پیشنهادم به شورای‌نگهبان این است که اجازه حضور به آقای مشایی که آقای احمدی‌نژاد امید بسیاری به او دارد، برای شرکت در انتخابات را بدهند. اما واجب است شورای‌نگهبان تلاش کند که جلوی تخلفات را بگیرد. اتفاقی که در روز آخر ثبت‌نام افتاد، یعنی همراهی آقای احمدی‌نژاد، تخلف آشکار بود. شورای‌نگهبان اگر به این نکته توجه کند که نامزدهای انتخاباتی در فضای عادلانه تبلیغ کنند، می‌تواند کشور را به سمت شرایط مناسب سوق بدهد. به باور من صلاحیت آقای مشایی باید تایید شود اما از سوی دیگر، به شدت مصر هستم که نهادهای قانونی و نظارتی مراقب باشند که تخلفی صورت نگیرد؛ و از اموال عمومی و بیت‌المال سوءاستفاده نشود و تریبون‌ها به راحتی در اختیار نامزدهای ویژه قرار نگیرد. در حقیقت این اتفاق‌ها باید کنترل شود تا مردم در نهایت، اعتماد کنند و رای خودشان را به صندوق‌ها  بریزند. 

‌شما می‌گویید که آقای مشایی باید تایید صلاحیت شود، تا دولت بفهمد از چه میزان حمایت مردمی برخوردار است؟ 
دو نکته در این زمینه قابل بحث است. اگر شورای‌نگهبان سندی دارد که می‌تواند ثابت کند آقای مشایی به درستی عمل نکرده است یا در فساد یا اختلاسی شریک بوده یا از صلاحیت عمومی برخوردار نیست در این شرایط باید با ارایه سند این موضوع را اعلام کند اما صرفا دیدگاه‌های ایشان مانند صحبت درباره مکتب ایرانی، نمی‌تواند دلیلی برای رد‌صلاحیت باشد. فکر می‌کنم وظیفه شورای‌نگهبان تعیین مصلحت نیست، شاید رهبری در برخی از موارد چنین نظری داشته باشند و در جایی به رییس‌جمهور حکم بکنند که بودن فلان شخص در منسبی به مصلحت هست یا نیست اما شورای‌نگهبان باید بر اساس مستندات عمل کند و نظر دهد. ما امیدواریم که این زمینه فراهم شود چون در آن زمان است که با حضور آقای مشایی در انتخابات و هاشمی‌رفسنجانی به عنوان نماینده طیف میانه‌رو و اصلاح‌طلب و همچنین حضور کاندیدای اصولگراها، وزن سیاسی تمامی گروه‌ها مشخص می‌شود. شورای‌نگهبان همچنین باید تلاش کند که نهادهای دولتی و سازمانی که از بیت‌المال ارتزاق می‌کنند، در انتخابات تاثیر نگذارند و در حاشیه بمانند و مردم در شرایطی که احساس می‌کنند، انتخاباتی عادلانه در جریان است، در نهایت کاندیدای خود را انتخاب بکنند.


پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

مذاکره با آمریکا را در دولت فعلی مفید نمی­دانم/پذیرش قطعنامه تجدید نظر در سیاست خارجی انقلاب به شمار میاید

کلمات کلیدی : نشریه دانشجویی مداد , دکتر حق شناس , اعتماد ملی , دانشگاه صنعتی اصفهان , مذاکره با آمریکا , سیاست خارجی , قطعنامه 598 انتخابات88 ,


گفتگو با دکتر حق شناس در شماره ششم

پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 12:06 

دکتر حق شناس در گفتگو با نشریه دانشجویی مداد:

اشغال سفارت آمریکا عمده ترین دلیل حمایت همه جانبه غرب از عراق بود/ پذیرش قطعنامه 598 آغاز یک تجدید نظر در سیاست خارجی انقلاب محسوب می­شود/ مذاکره با آمریکا را در دولت فعلی مفید نمی­دانم

گفتگو : شهاب دبیری نژاد

دکتر محمد جواد حق شناس مدیرمسئول روزنامه­ی توقیف شده­ی اعتماد ملی است. وی که در مقطعی از دولت اصلاحات مشاور وزیر و مدیرکل سیاسی وزارت کشور بوده است، هم اکنون رییس ستاد انتخاباتی جبهه­ی اصلاح طلبان است. سه سال پیش و در شماره اول نشریه با ایشان در مورد روند آزاداندیشی در کشور و آینده اصلاح طلبی گفتگو شد و در این شماره جویای نظرات ایشان درباره­ی سیاست خارجه­ی پس از انقلاب، آینده­ی روابط ایران و آمریکا و تأثیر آن بر تحریم­های ضد ایرانی شدیم. با وجود اینکه ایشان در مسافرت­های نوروزی بسر می­بردند اما بازهم با متانت و روی باز پذیرای سوالاتمان شدند.

از دیدگاه شما رویکرد و ملاک اصلی تصمیم­گیران کشور در حوزه­ی سیاست خارجی چه باید باشد؟

پدیده ای که امروز در سیاست بین الملل شاهد آن هستیم، شکل گیری دولت- ملت هاست که به خصوص بعد از عهدنامه­ی وین حضور کشورها در عرصه روابط بین الملل دیده می شود و محور عمده­ی سیاست­ خارجی در کشورها بر اساس منافع ملی است. این روند از پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری سازمان ملل و قطب بندی جهان به شرق و غرب به اوج خود می رسد و تا امروز هم جایگزینی پیدا نکرده است. اگر به مبارزات مردم در تاریخ انقلاب اسلامی مراجعه کنیم، دو شعار اساسی در میان انقلابیون وجود داشت. یکی شعارِ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود و دیگری، شعارِ« نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود که به نوعی یک راهبرد برای سیاست خارجه­ی پس از انقلاب به شمار می­آمد و مورد تاکید بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی هم بود و عملاً شاهد حاکمیت این شعار تقریباً در دهه­ی اول انقلاب هستیم.

چرا انقلابیون در ایران، این شعارها را مطرح کردند؟

اوج مبارزات مردم در سال­های 56 و 57 اتفاق می­افتد که همزمان با جهان دوقطبی است که به رهبری آمریکا و شوروی است که دو قطب اصلی سیاست بین الملل را تشکیل می­دادند و در سال 1332، مردم شاهد شکل گیری یک حرکت مشترک توسط آمریکا و انگلستان بودند که وقایع 28 مرداد را رقم زدند و طی آن دولت مرحوم دکتر مصدق از قدرت ساقط شد و از آن سال به مدت 25 سال شاهد حضور پررنگ نیروهای غربی و عمدتاً آمریکایی در قالب مستشاران نظامی و مواردی از این دست در کشور هستیم. همچنین در دهه 50 رژیم پهلوی سعی می­کند روابط خود را با شوروی و چین هم گسترش دهد و بعد از اوج گرفتن مبارزات، مردم شاهد حمایت عمومی دولت­ها و کشورهای بین المللی و عمدتاً اعضای اصلی شورای امنیت سازمان ملل از رژیم پهلوی و مخالفت با انقلاب مردمی بودند و از دیدگاه من، همه­ی این عوامل باعث مطرح شدن این شعارها توسط ملت ایران شد.

برسیم به دوران پس از انقلاب، دلیل اصلی تنش میان ایران و آمریکا به چه علت اتفاق می­افتد؟

پس از انقلاب، آمریکایی­ها زمینه­ی حضور شاه را در آمریکا فراهم می­کنند و این موضوع به نظر من یک اشتباه استراتژیک از سوی آمریکا محسوب می­شود، چون در  میان نیروهای انقلابی ایران این نگرانی را افزایش می­دهد که یک 28مرداد دیگری در راه است و در این زمان از سوی دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا حمله می­شود و این سفارت توسط دانشجویان اشغال می­شود. در این زمان هست که بخش « نه غربی » سیاست انقلاب ایران خود را نشان می­دهد و یکی از اصلی­ترین دلایل تنش میان دوکشور همین موضوع است. گرچه در همان زمان، شاهد تهاجم نیروهای شوروی به افغانستان هستیم که با پذیرش میلیون­ها مهاجر افغانی و محکوم کردن اشغال افغانستان به بخش « نه شرقی » سیاست خارجی هم تأکید می­شود.

وقوع جنگ تحمیلی را تا چه حد تحت تأثیر سیاست خارجی پس از انقلاب می­دانید؟

پای بندی کشور نوپای انقلابی بر شعارهای اصلی انقلاب مخصوصاً در سیاست خارجی هزینه های سنگینی از جمله وقوع جنگ را در پی داشت و من بر این باور هستم یکی از دلایل اصلی شکل گیری این جنگ، حمایت بی­قید و شرطِ نظام و جامعه­ی جهانی از تهاجم نیروهای عراقی به ایران بود، به خاطر نوع سیاست­هایی که ایران در این سال­ها اتخاذ کرد  شاید عمده ترین دلیل این حمایت هم به اشغال سفارت آمریکا برمی­گشت. پس از 2سال ابتدایی جنگ، روند پیروزی­ها در جنگ به سود ایران می­شود و پس از فتح خرمشهر به مدت 6 سال شاهد یک دوره ای هستیم که عملاً جنگ هیچ نتیجه ای ندارد جز اتلاف سرمایه­ها و زیرساخت اقتصادی و کشتار نیروهای انسانی در کشور و در این میان نظام بین الملل هم به این نتیجه می­رسد که دو طرف جنگ در یک موازنه قرار بگیرند و نتیجه­ای که خواهد داشت یک جنگ طولانی و بدون داشتن طرف پیروز است.

پایان جنگ و پذیرش قطعنامه را در چه قالبی از سیاست خارجی انقلاب تحلیل می­کنید؟

جنگ به جایی می­رسد که رویارویی مستقیم بین نیروهای ایرانی و آمریکایی رخ می­دهد. آمریکا به اسکله­های نفتی ایران در خلیج فارس و خروجی­های صادراتی همچون سلمان، ابوذر و خارک حمله می­کند و اوج این رویارویی حمله­ی نیروهای آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران است که خلاف عرف و خلاف تمامی قوانین بین المللی است و منجر به نوشتن نامه­ی معروف مسئولین وقت به امام می­شود که نهایتاً قطعنامه­ی 598 توسط ایران پذیرفته می­شود و من این حرکت را آغز یک تجدید نظر در سیاست نه شرقی، نه غربی می­دانم. در واقع، ایران نگاه بر اساس منافع ملی را جایگزین نگاه ایدئولوژیک کرد و بحث تمامیت ارضی را رجحان داد بر نگاه­های آرمانگرایانه­ای که  مبتنی بر برخی باورهای ایدئولوژیک هست.

آیا می پذیرید که همین نگاه،  بر سیاست خارجی دولت­های سازندگی و اصلاحاتحاکم می­شود؟

بله. بازسازی روابط ایران با کشورهای غربی و توجه به اروپا که در دولت سازندگی در قالب گفتگوهای انتقادی و در دولت اصلاحات در قالب گفتگوهای سازنده مطرح شد و همچنین طرح تنش­زدایی و گفتگوی تمدن­ها از این نوع سیاست­ها به شمار می­آید.

در حال حاضر، دوباره بحث مذاکره با آمریکا مطرح است؛ ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

به نظرم این موضوع جدیدی نیست. ما در این سال­ها شاهد مذاکره­ی ایران و آمریکا در زمینه مسائل افغانستان و عراق به صورت جداگانه بودیم. ضمن اینکه ما سال­ها در قالب گروه 1+5 با آمریکا در حال گفتگو هستیم، چون همه­ی ما می­دانیم رهبری این گروه با آمریکا است. همچنین مکاتباتی که بین سران عالی­رتبه­ی دو کشور رد و بدل شده است؛ نامه­هایی که دکتر احمدی نژاد برای رؤسای جمهور آمریکا نوشته است، مخصوصاً نامه­ای که پس از پیروزی اوباما به طرف آمریکایی نوشته شد و متأسفانه با پاسخی مواجه نشد و همچنین نامه­ای که اوباما برای مقام معظم رهبری ارسال کرد، همه این موارد این موضوع را اثبات می­کند ­که روابط بین دو کشور وجود داشته است و البته مذاکره­ی مستقیم شاید تنها موضوعی باشد که در حوزه­ی روابط دوجانبه تاکنون صورت نگرفته است. به نظر می­رسد با اعلام آمادگی آمریکایی­ها  در بالاترین سطوح­شان مخصوصاً اظهار نظری که اخیراً "جو بایدن" در این مورد کرده است و همچنین با سخنانی که رهبری در اول فروردین امسال داشتند که طی آن گرچه این موضوع را مثبت ارزیابی نمی­کنند اما با کلیت آن مخالفتی ندارند حاکی از این است که دو کشور به سمت مذاکرات در ماه­های آینده به پیش خواهند رفت. البته باید این مذاکرات در راستای منافع ملی باشد و طی آن باید نقش ایران در حوزه­ی سیاست بین الملل افزایش یابد ضمن اینکه نباید حقوق ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی نادیده انگاشته شود.

دلیل این درخواست از سوی طرف آمریکایی در این مقطع زمانی چیست؟ آیا آثار منفی ناشی از تحریم­ها در کشور دلیل طرح این موضوع توسط آن­هاست؟

ایران به لحاظ استراتژیک و ژئوپولیتیک، کشوری بسیار کم­نظیر و ویژه است و به لحاظ انرژی کشور بسیار مهم و تأثیرگذار است و عملاً نمی­شود ایران را در حوزه­ سیاست بین الملل نادیده فرض کرد؛ ضمن اینکه در حال حاضر در یک موقعیت برتر در منطقه قرار گرفته است. اما در مورد تحریم­ها باید گفت آمریکایی­ها توانستند با ایجاد یک اجماع بین متحدین خودشان مخصوصاً در اتحادیه­ی اروپا، تحریم­ها را در یک سال اخیر شدت ببخشند که موفقیت آن­ها در ایجاد این اجماع را باید در دو عامل جستجو کرد؛ یکی سیاست­های اصولی و استقلال­طلبانه­ی ایران در زمینه­ مسائل هسته­ای و دیگری اشتباهات دولت احمدی نژاد در حوزه­ سیاست خارجی. این افزایش فشارها طبیعتاً باعث شده است که طرف آمریکایی احساس کند در یک موقعیت برتر می­تواند وارد مذاکره شود و به همین دلیل من مذاکره با آمریکا در زمان باقیمانده از دولت احمدی­نژاد مفید نمی­دانم.

یعنی نتیجه­ی انتخابات آینده ریاست جمهوری را بر روند مذاکرات تأثیرگذار می­دانید؟

انتخابات 92 باید بر اساس یک رقابت حداکثری بین تمامی جریان­های سیاسی برگزار شود که البته رهبری هم اخیراً بر این موضوع تأکید کردند. اگر برآیند کلیت نظام سیاسی باشد و به تبع آن حمایت عمومی که از سیاست خارجی مطمئن و مستقل و حامی منافع ملی می­آید می­تواند روند مذاکرات را به سود کشور و ملت پیش ببرد و البته این موضوع، مشروط به حمایت­های رهبری نظام از این مذاکرات است.

چه انتخاباتی از دیدگاه شما انتخابات حداکثری محسوب می­شود؟

برگزاری انتخابات حداکثری در صورتی است که تمام سلایق سیاسی بتوانند با نامزدهای حداکثری خود در انتخابات شرکت کنند و همه­ی صاحبان نفوذ و قدرت هم این صحبت رهبری را که بنده فقط یک رأی دارم را مایه­ی عبرت خود قرار دهند و مردم بتوانند در چارچوب قانون اساسی و در قالب یک انتخابات ضابطه­مند نفر مورد نظر خود را انتخاب کنند.

آیا در سال 88 انتخابات حداکثری برگزار شد؟

الان موضوع بحث ما این نیست ولی به به نظرم بستر این موضوع فراهم نشد. در سال 88 اشتباهاتی از سوی ناظران، مجریان و کاندیداهای انتخاباتی صورت گرفت که کشور را دچار مشکل کرد.

حالا بر فرض اینکه دولتی که شما آن را حداکثری می­نامید در دوره یازدهم تشکیل شود در این صورت آینده مذاکرات ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی می­کنید؟ آیا اثری در کاهش تحریم­ها خواهد داشت؟

به نظرم، خودِ مذاکره مهم نیست بلکه نتیجه­ی مذاکره و چارچوب­هایی که در آن پیگیری می­شود حائز اهمیت است. در مورد تحریم­ها هم باید گفت، در پی مذاکرات مقطعی و یا حتی طی یکی دو سال قرار نیست گستردگی آنها کاهش یابد.

منظور من، تحریم­های شدیدی است که طی یک سال اخیر وضع شده است.

تحریم­هایی که ناشی از سیاست­های برخی کشورهای بزرگ و اتحادیه اروپا ایجاد شده است، ممکن است با مذاکره قابل حل شدن باشد اما آن دسته از تحریم­ها که توسط شورای امنیت سازمان ملل وضع شده است به راحتی قابل برداشتن نیست؛ کما اینکه در مورد تحریم­هایی که علیه کشور عراق در اواخر دوره صدام ایجاد شد نیز شاهد آن هستیم پس از 8سال، کم کم درحال برداشته شدن است.

از اینکه این فرصت توسط شما در اختیارمان قرار گرفت، بی نهایت سپاسگزاریم و برایتان آرزوی سال خوبی را داریم.

من هم ضمن تبریک سال نو، برای شما و همه دانشجویان دغدغه­مند کشورم آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.

 


داغ کن - کلوب دات کام
برچسب ها: نشریه دانشجویی مداد ، مداد ، دکتر حق شناس ، اعتماد ملی ، دانشگاه صنعتی اصفهان ،مذاکره با آمریکا ، انتخابات88 ، 
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 12:18 ق.ظ



سه شنبه 24 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

هاشمی سرمایه اجتماعی و سیاسی کشور است

کلمات کلیدی : انتخابات92 , احزاب سیاسی , قانون , سرمایه اجتماعی , هاشمی رفسنجانی , پوپولیسم , بد اخلاقی ,


محمد جواد حق شناس در گفتگو با ایلنا:
هاشمی سرمایه اجتماعی و سیاسی کشور است
جریان پوپولیستی دولت آماده هرگونه عبور بی مهابا از ساختارها و نهادهای نظارتی است/ شجاعت، پایداری بر قانون و تکیه بر افکار عمومی و همراهی با رهبری از مهم ترین محورهایی است که هاشمی را در عرصه سیاست بی بدیل می‌کند.

مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی  گفت:‌ جریان پوپولیستی که برخواسته از جریان دولت است، می‌خواهد با هر نهاد نظارتی برخورد کند و با همین رویکرد صفر یا صد در تلاش است تا کشور را در اختیار بگیرد.

محمد جواد حق شناس در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در پاسخ به این سوال که احمدی نژاد برای حضور و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دست به چه اقداماتی خواهد زد، اظهار داشت: اصولا گفتمان پوپولیستی یکی از ویژگی‌هایش ساختار شکنی است، برای اینکه می خواهد با توده مردم صحبت کند تلاش می کند تمام سدها و موانع را بردارد، این جریان آماده هرگونه عبور بی مهابا از ساختارها و نهادهای نظارتی است.

وی ادامه داد:‌ برای جریان پوپولیستی فرقی ندارد که نهاد نظارتی دیوان محاسبات باشد یا مجلس یا شورای نگهبان که می‌خواهد بر انتخابات نظارت کند، جریان دولت در مرحله اول سراغ فضاسازی اجتماعی و تبلیغاتی خواهد رفت و از آنجا که نمی تواند زیر بار کنترل برود به سمت تخریب و برخورد حذفی با این نهاد خواهد رفت.

این فعال اصلاح طلب افزود: در این مقطع زمانی این امکان وجود دارد که شاهد بداخلاقی و تهمت توسط نامزد مطروحه یا نهادهای نزدیک به وی نسبت به نامزدهای موجود یا احزاب حامی آنها باشیم.

وی ادامه داد:‌ البته این بداخلاقی‌های جریان دولت محدود به جریان اصلاح طلبی نبوده و دامن اصولگرایان را نیز گرفته است جریان پوپولیسم می خواهد با هر نهاد نظارتی برخورد کند رویکرد این جریان رویکرد صفر یا صد است و چنین جریان هایی می‌خواهند کلیت کشور را در اختیار بگیرند.

حق شناس با اشاره به اینکه عده ای که  اصرار دارند هاشمی را کنار جریان انحرافی قرار دهند، خاطرنشان ساخت: این رویکرد نشات گرفته از بیماری دیگری است که در کنار پوپولیسم طرح می شود؛ جریانی که تمامیت خواه است تلاش می کند با حاکم ساختن حق و باطل به سمت انتخاب گزینه صفر و صد برود. این جریان هیچ فضایی برای حاکمیت عقلانیت و بها دادن به افکار عمومی قائل نیست.

وی تاکید کرد:‌ ما در چنین فضایی حضور هاشمی را داریم که بیش از 50 سال با حاکمیت خرد در عرصه سیاسی عمل کرده است، گرچه در بعضی موارد مشكلاتی هم وجود داشته اما باید دانست هاشمی سرمایه اجتماعی و سیاسی است و می‌تواند تکیه مردم و نظام باشد، این ویژگی منحصر به فردی است که در هاشمی وجود دارد، او حاضر شده تمام سرمایه اش را در خطر جدی قرارداده و آن را به میدان آورد. و به نظر می رسد با شجاعتی که نشان داده است؛ در کنار پایداری بر قانون و تکیه بر افکار عمومی،همراهی با رهبری از مهم ترین محورهایی است که هاشمی را در عرصه سیاست بی بدیل می کند.

حق شناس در پاسخ به این سوال که آیت الله هاشمی چرا حاضر شد وارد عرصه انتخابات شود،خاطرنشان ساخت: هاشمی رفسنجانی بدون این که بخواهد به جریان دولت و یا مسائل دیگر نگاهی داشته باشد احساس وظیفه کرده است که برای تحقق آرمان‌های امام و تعهد به همراهی و رفاقتش با مقام معظم رهبری و تبعیت از آرمان های شکل گرفته در قانون اساسی در عرصه حضور پیدا کند.

این فعال اصلاح طلب در ادامه ضمن اشاره به اینکه نبود تحزب در ایران یکی از مشکلات ساختاری است که انتخابات را با چالش مواجه می‌کند؛ گفت: وضعیت انتخابات در ایران به خاطر مشکلات ساختاری موجود با مشکلات جدی روبرو است،از جمله  این کاستی ها نبود احزاب توانمند مستقل و دارای گستره عمومی، یعنی احزابی که با استانداردهای شناخته شده علمی عمل کند؛  می باشد.

وی افزود: ما شاهدیم که بخشی از نهادها و ساختارهای شبه  سیاسی به فضای انتخابات  ورود پیدا می کنند و به ناچار به طور موقت جایگزین احزاب می شوند و ایفای نقش می کنند.



شنبه 21 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

نظر جبهه اصلاح طلبان حمایت بدون قیدو شرط ازهاشمی است.



جلسه شورای مشورتی اصلاح طلبان با خاتمی: ابراز خوشحالی از ورود هاشمی به انتخابات

حق شناس درباره انصراف کواکبیان به نفع هاشمی رفسنجانی گفت: من از تصمیم ایشان اطلاع ندارم ولی با توجه به شناختی که از کواکبیان و دوستان جبهه مردم سالاری دارم ایشان به نفع هاشمی انصراف خواهد داد.


مجید بهمن زاده در گفتگو با خبرنگار مهر با اظهار اینکه نوزده حزب جبهه اصلاح طلبان در روز سه شنبه در این خصوص تصمیم گیری خواهند کرد، گفت: با توجه به نظر آقای خاتمی و فضایی که در درون جبهه اصلاح طلبان وجود دارد به احتمال قریب به یقین ما در روز سه شنبه حمایت خود از آقای هاشمی را مصوب خواهیم کرد.

بهمن زاده با تاکید بر اینکه کناره گیری کواکبیان کاندیدایاین جبهه به نفع هاشمی بستگی به نظر شخص خودش دارد، گفت: تصور ما این است آقای کواکبیان نیز به همین جمع بندی خواهد رسید و به نفع هاشمی کنار خواهد رفت.

حق شناس: نظر اکثریت جبهه اصلاح طلبان حمایت بدون قیدو شرط از  هاشمی  است.

عضو جبهه اصلاح طلبان با اشاره  به نظر خاتمی در نشست های متفاوت با فعالین سیاسی گفت: با توجه به اینکه آقای خاتمی در هفته های اخیر مکررا نظر موافقشان را درباره آقای هاشمی اظهار داشته اند، نظر نیروهای ارشد جبهه اصلاح طلبان حمایت بدون قیدو شرط از آیت الله هاشمی رفسنجانی است.

محمدجواد حق شناس در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص اجماع میان اصلاح طلبان گفت: با توجه به ثبت نام آقای هاشمی رفسنجانی جبهه اصلاح طلبان به زودی در خصوص حمایت از ایشان تصمیم گیری خواهد کرد.

حق شناس درباره انصراف کواکبیان به نفع هاشمی رفسنجانی گفت: من از تصمیم ایشان اطلاع ندارم ولی با توجه به شناختی که از کواکبیان و دوستان جبهه مردم سالاری دارم ایشان به نفع هاشمی انصراف خواهد داد.

******************

جلسه امروز شورای مشورتی اصلاح طلبان با حضور سیدمحمد خاتمی به منظور بررسی آخرین تحولات انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شد.

به گزارش سایت سلام خاتمی، این شورا ضمن ابراز خوشوقتی فراوان از ورود هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات، این اقدام فداکارانه را فرصتی ملی و فراجناحی دانسته و آمادگی شخصیت ها و گروه های اصلاح طلب را در حمایت همه جانبه از وی اعلام کرده است.

همچنین در این جلسه شورا تاکید شده که از همه نیروهایی که خیر کشور و انقلاب اسلامی را می خواهند نیز انتظار دارد فارغ از وابستگی های جناحی با هماهنگی کامل با ستاد انتخاباتی وی توان خود را برای خلق حماسه ای دیگر برای مقابله با بحران ها و تنگناهای موجود کشور به کار گیرند.



چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

تفاوت‌های شورای شهر اصلاح‌طلب و اصولگرا/گفتگو با روزنامه قانون

کلمات کلیدی : انتخابات , شوراها , دولت اصلاحات , قانون اساسی , وزارت کشور , انتخابات84 , حقوق اساسی ,


http://ghanoondaily.ir/1392/02/18/Files/JPG/13920218-141-1-1.jpg
در‌ گفت‌وگوی روزنامه قانون با محمدجواد حق‌شناس بررسی شد
تفاوت‌های شورای شهر اصلاح‌طلب و اصولگرا
دلیل اصلی شکست ما در سال 84 تعدد و تفرق نامزدها بود

1392/2/18

گروه مدیریت شهری ، سحر عباس‌زاده اصلاح‌طلبان بر آن هستند تا بار دیگر بخت خود را برای حضور در پارلمان‌های محلی امتحان کنند. این حضور تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. به‌نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان که برای انتخابات مجلس نهم و حتی ریاست جمهوری یازدهم با فشارهای زیادی روبه‌رو بوده و هستند، باید سپاسگزار چنین بی‌توجهی‌هایی باشند. به‌نظر می‌رسد همزمانی با انتخابات ریاست جمهوری تا حد زیادی باعث در حاشیه ماندن انتخابات شوراها شده است، حاشیه‌ای که گویی تاکنون به نفع جریان اصلاحات بوده است. به همین دلیل است که اکنون کمتر درباره اصل حضور فعالان اصلاح‌طلب در انتخابات شوراها بحث می‌شود و منتقدان نیز تیغ تیز انتقادهای خود را در نیام کرده‌اند. اکنون نه اصولگرایان و نه اپوزیسیون خارج‌نشین درباره شوراها و حضور این جریان، اظهار نظر نمی‌کنند. نبود چنین چون و چرایی این فرصت را برای این فعالان اجتماعی و سیاسی فراهم آورده است که از حاشیه‌های سیاسی و اظهارنظرهایی از این دست مصون و برکنار بمانند. شاید این حاشیه امن ایجاد شده مربوط به این باشد که نسبت به مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری، حضوردر شوراها نمی‌تواند فرصت چندانی برای فعالیت در عرصه‌های عمومی فراهم آورد. همچنان که حضور بی‌حاشیه اصلاح‌طلبان در شورای سوم تهران می‌تواند دلیل دیگر سکوت منتقدان نسبت به این حضور باشد. با وجود این، حتی همین سکوت نیز نمی‌تواند ابهام‌های موجود برای تایید صلاحیت اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراها را تضمین کند. این سکوت هر دلیلی که داشته باشد، اکنون اصلاح‌طلبان بسیاری برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کرده اند. گرچه تعداد آنان آنقدر نیست که یک فهرست کامل 31 نفره را تشکیل بدهد اما می‌تواند فرصت احیای دوباره این جریان را ایجاد کرده و ماندگاری آنان را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی تضمین کند. گرچه تا زمان اعلام صلاحیت‌ها هنوز فرصت باقی است، اما ثبت‌نام افراد شاخص اصلاح‌طلب فرصت دوباره‌ای برای بازخوانی مسائل برشمرده فراهم کرده است، فرصتی که پرداختن به آن نیازمند تایید یا رد صلاحیت‌ها نیست. محمدجواد حق‌شناس براساس داده‌های سایت ها «عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، روزنامه‌نگار، مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی، استاد دانشگاه، عضو هیات مدیره انجمن ایرانی روابط بین‌الملل و فعال سیاسی اصلاح طلب است.» او نیز از جمله اصلاح‌طلبانی است که در انتخابات شوراها در تهران فعال است. در گفت‌وگو با او برخی از پرسش‌های مطرح درباره حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراها را بررسی کرده‌ایم.

 

به نظر شما اصلاح طلبانی كه در انتخابات شورای شهر ثبت نام كرده‌ا‌ند، تایید صلاحیت می‌شوند؟

باید تایید صلاحیت بگیرند! بعید است مشكلی بابت صلاحیت‌شان وجود داشته باشد.

در وضع موجود سیاسی و اجتماعی، حضور اصلاح‌طلبان در شورا چه تغییراتی را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد؟

اصلاح‌طلب‌ها یك واقعیت اثبات شده در فضای سیاسی كشور در 30سال گذشته بعد از پیروزی انقلاب هستند. طبیعی است كه حضورنیافتن آنان در چنین فرآیند و فعالیت سیاسی می‌تواند مشكلاتی را هم برای حوزه فعالیت مدیریت كلان و منطقه‌ای شامل شهرها و روستاها به دنبال داشته باشد. همچنین حضور نیافتن آنان عملا به معنای محروم‌شدن جامعه از چنین انرژی و ظرفیتی است كه سال‌های سال در حوزه‌های متفاوت دارای تجربه، توان و عملكرد قابل قبول بودند. حضور این مجموعه هم از منظر ارتقایی مدیریت شهری و هم پاسخگویی به نیاز شهروندان، در مجموع یكی از نیازهای امروز جامعه سیاسی ایران است.

اساسا چرا اصلاح‌طلبان باید در انتخابات شورا شركت كنند؟ این چرایی درباره خود و درون این جریان چیست؟

حق تمام فعالان سیاسی است. در عین حال از نگاه اسلامی و اجتماعی هم اگر ببینیم، درمی‌یابیم که این امر تكلیفی است كه بر عهده یك فرد مسلمان، عامل به احكام دین و مقید به دستورات پیامبر بزرگوار و ائمه است كه اگر توان دارد و بتواند در خدمت جامعه باشد، این وظیفه بر عهده‌اش است. از نگاه شهروندی هم، جامعه با توجه به رشد و گسترشی كه دارد، طبیعتا انسان‌هایی كه دارای توانمندی‌هایی هستند كه بتوانند آن‌ها را در خدمت جامعه بگذارند، می‌توانند و باید موجب پیشرفت، رشد و تعالی جامعه خود شوند.

حضور اصلاح‌طلبان در شورا برای افزایش مشاركت مردم در شورا ست یا باقی‌ماندن در حوزه سیاسی؟

طبیعی است كه حضور این مجموعه از هر دو منظر كه هم از موضع حق و هم از موضع تكلیف، وظیفه ای است كه بر عهده این مجموعه گذاشته شده‌است تا بتوانند توان خود را در عرصه رقابت مورد نظر به مردم عرضه كنند. این مردم هستند كه باید تصمیم بگیرند كه در این باره چه نظری دارند و به كدام سمت و سو گرایش نشان بدهند.

تفاوت شورای شهر اصلاح‌طلب با شورای شهر اصولگرا در چیست؟

از نگاه اصلاح‌طلبان مهم‌ترین بحثی كه وجود دارد توجه به حقوق اساسی مردم است. نگاهی كه در این طیف وجود دارد، نگاه از پایین به بالا ست كه بدنه اجتماعی به سرعت شكل بگیرد و بر همان اساس به نیازهای اصلی و اولیه مردم پاسخ داده شود. این برنامه‌ها در دستور كار اصلاح طلبان قرار می‌گیرد. نگاهی كه اصولگرایان دارند، نگاهی از بالا به پایین و در حوزه هرم قدرت است. آنان بر اساس آنچه كه در راس هرم تصمیم گرفته می‌شود، باید به آن سمت حركت كنند. تفاوت اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در نگاهشان به جامعه، به اداره كشور و به مجموعه فضای سیاسی در این موضوع است كه قابل هضم نیست.

دلیل شکست‌های اصلاح طلبان در دوره‌های گذشته انتخابات شوراها را چه می‌دانید؟ چرا اصلاح‌طلبان در نهادی شکست خوردند که خود آن را پرورش داده بودند؟

دلیل شکستی که اصلاحات در سال 84 خورد، وجود تعدد نامزدها و تفرقی بود که میان نامزدهای اصلاح‌طلب اتفاق افتاد. از سوی دیگر مشکلی که در این باره به نظر می‌رسد، ناشی از عملکردنا صحیح نهادهای اجرایی و نظارتی انتخاباتی بود. این دو با یکدیگر تلفیق شد و شکست اصلاح طلبان را در سال 84 رقم زد.

به نظر شما راهبردهای دولت برای انتخابات شوراها چیست؟

به نظر می‌رسد که در وضع فعلی عمده نیروهای دولت بیشتر روی انتخابات ریاست جمهوری متمرکز شده و شاید تمرکز و توجه جدی به انتخابات شوراها از خود نشان نمی‌دهد. ما شاهد هستیم که ترکیب فعلی دولت تعدادی از وزرای کابینه خود را هم برای حضور در انتخابات شوراها گسیل کرده‌است. نام‌هایی مانند آقای بهبهانی، آقای شیخ‌الاسلام ، آقای اشتهاردی و آقای علی‌آبادی. این‌ها در واقع از چهره‌های نزدیک به دولت هستند که به نظر می‌رسد که گرچه نگاه اصلی دولت به حوزه انتخابات ریاست جمهوری است، اما در عین حال نگاه خود را به انتخابات شوراها فراموش نکردند.

یکی از مشکلات اخیر شوراها رابطه دولت با آنها بود که بیشتر یک رابطه دستوری بود تا همراهی و همکاری. این رابطه در دولت اصلاحات چگونه بود؟

یکی از مشکلات جدی که در حوزه شوراها وجود دارد، به نوعی جوانی این نهاد است در مقابل سایر نهادهای شکل گرفته در جمهوری اسلامی. در هر حال ما باید این مسئله را در نظر و قضاوت خود قرار بدهیم که قانون اساسی در سال 58 شکل گرفت و در آنجا هم نهادهای درون نظام تعریف شد. همان طور که برای مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و خبرگان تعریف خاصی ارائه شد، برای شورا هم این تعریف‌ها شکل گرفت. آن نهادها بلافاصله متولد شدند و همزمان با رشد جمهوری اسلامی، آن نهادها هم به رشد و بالندگی خود ادامه دادند. اما نهاد شوراها به دلیل تصویر نادرستی که پیش آمد، در زایش اولیه دچار مشکل شد. نهاد با 20سال تاخیر متولد شد. آن هم به همت دولت اصلاحات بود و اکنون شاهد هستیم که این نهاد نوپا با سایر نهادهای موجود در جمهوری اسلامی خیلی همپایی ندارد. یک بخش آن مربوط به تفکراتی می شود که در سیستم قوه مجریه در مورد بعضی از نهادها که وجود دارد. براساس این تفکر برای نمایندگان مردم در شوراهای شهر و روستا اعتباری قائل نمی‌شوند و گاهی مداخله ناروای فرمانداران، استانداران و وزارت کشور در امورات مربوط به منتخبان مردم دیده می‌شود. امید است که با تکمیل قانون شوراها که بر اساس قانون اساسی، در شورای شهر و روستا منحصر نشده ‌است، شورا در سطوح بعدی خود یعنی شوراهای بخش، شهرستان و استان هم این نهاد تکمیل شود. به این ترتیب این بخش تعطیل مانده قانون اساسی هم می‌تواند رشد و بالندگی خود را در نظام جمهوری اسلامی ایران تجربه کند.

دیدگاه‌ها(۰)


سه شنبه 17 اردیبهشت 1392
محمدجواد حق شناس نظرات ()

یاداشتی برای شرق : افشاگری روشی بی‌نتیجه

کلمات کلیدی : افشاگری , رقابت سیاسی , مشارکت سیاسی , احزاب سیاسی , انتخابات , آزادی دسترسی به اطلاعات , شرق ,


روش بی‌نتیجه
محمدجواد حق‌شناس . استاد دانشگاه و فعال سیاسی
1- اساسا نظارت یک جریان رقیب بر عملکرد جناح حاکم، امر پسندیده‌ای در عالم سیاست است اما اینکه چرا در ایران، این مدل جوابگو نیست و اثر آن کاهش یافته است، نیازمند بحث و بررسی است. یکی از دستاوردهای جهان مدرن در عرصه سیاست که شاید آغاز این اتفاق را می‌توانیم به انقلاب کبیر فرانسه پیوند بزنیم، بحث حضور مردم در تعیین سرنوشت خودشان است. به تعبیر دیگر مشارکت سیاسی مردم به انتهای قرن 18 باز می‌گردد که با یک انقلاب توام با خونریزی هم در عرصه مسوولان و مقامات درجه‌یک رژیم پیشین فرانسه و هم بخش قابل‌توجهی از سران انقلاب و مردم همراه شد و نتیجه آن به‌مرور در اروپا ریشه یافت و در قالب جمهوریخواهی، شکل‌گیری پارلمان و نهایتا شکل‌گیری جناح‌های سیاسی از طریق راست و چپ و میانه و بعد شکل‌گیری احزاب سیاسی در اشکال اولیه نمود پیدا کرد. در نهایت کشور فرانسه و انگلستان، مهد شکل‌گیری این تجربه نوین بشری شد. یکی از مراحل مورد اشاره در این مشارکت سیاسی، بحث دوره‌ای‌بودن قدرت است که مردم برای اینکه بتوانند نمایندگان خود را در عرصه قوه مجریه، مقننه و بعد از آن در حوزه‌های مدیریت محلی یا شهرداری‌ها برگزینند، برای زمان فعالیت این نمایندگان در مناصب رسمی، دوره‌های مشخصی پیش‌بینی شده و در قوانین موضوعه کشورها، ذکر شده است. این دوره‌ها چهار‌،‌ پنج‌ یا شش و هفت سال است که در حوزه‌های متفاوت، از تغییراتی برخوردار است. مثلا نمایندگی مجلس در آمریکا دوساله، ریاست‌جمهوری چهارساله و سنا شش‌ساله است و در فرانسه بعضا هفت‌ساله تعیین شده است. تعیین این بازه‌های زمانی برای این است که قدرت به‌سان گذشته که از زمان مرگ پدر تا زمان مرگ خودش، در اختیار پادشاه بود متمرکز در یک خاندان برای همیشه باقی نماند و از «انحصار» خارج شود.

2- حال جای این سوال است که چرا این شیوه موردتوجه جامعه قرار گرفت؟ مردم علاقه‌مند هستند پس از انتخاب نمایندگان خود برای حضور در عرصه رسمی اداره کشور، امکان ارزیابی دقیق از عملکرد نمایندگان خودشان در دوره‌ای که به آنان وکالت داده بودند را داشته باشند و بتوانند از بین نامزدها، انتخاب احسن داشته باشند و گزینه بهتر را انتخاب کنند. همچنین در صورت نارضایتی از عملکرد آنان، این امکان وجود داشته باشد که در انتخابات آتی، گروه دیگری که صلاحیت لازم برای رسیدگی به مشکلات را دارند، از سوی مردم برگزیده شوند. در اینجاست که شاهد شکل‌گیری عنصر رقابت هستیم که به عنوان موتور محرکه مشارکت سیاسی در حوزه قدرت، عمل می‌کند. طبیعتا در اینجا رقابت‌ها از چند جهت است که شکل می‌گیرد. یکی جنبه اثباتی و دیگری جنبه سلبی. به این شکل که رقبا برای تصدی یک مقام مشخص با مسوولیت مشخص و در یک زمان مشخص پا به عرصه جلب توجه افکار عمومی آن حوزه انتخابیه می‌گذارند و در اینجاست که همه تلاش خود را به‌کار می‌برند تا افکار عمومی را متوجه توانایی‌های‌ خود کنند. در این بخش معمولا روال کار افرادی که خود را در معرض انتخاب شدن قرار می‌دهند این است که برنامه مناسب، اهداف و شعاری قابل‌دفاع و تحقق را برای یک دوره مشخص اعلام می‌کنند یا صلاحیت‌های عمومی مثل تحصیلات، تجربه یا پاکدستی و پاکدامنی را به عنوان فاکتورهای جلب آرای عمومی قرار می‌دهند. در این میان از آنجا که یک صندلی برای رقابت بیشتر تعریف نشده است، طبیعی است که باید نقاط ضعف رقیب را هم شناسایی کنند و این کاستی‌ها را نیز در معرض قضاوت افکار عمومی مخاطبان قرار دهند که البته در این حوزه، قواعدی حاکم است که در کشورهای دموکراتیک، عدول از آنها سبب رویگردانی افکار عمومی می‌شود. از این منظر است که ما شاهد شکل‌گیری تلاش‌هایی هستیم که طبیعتا احزاب سیاسی در قالب حرکت‌های سازماندهی شده به عرصه آمده و رقابت می‌کنند. سرانجام یک حزب پیروز می‌شود و بر اساس آن پارلمان و قوه‌مجریه را شکل می‌دهد. حزب رقیب، حزب شکست خورده است و باید منتظر دوره دیگر شود. این رویه بیشتر در کشورهای دوحزبی با احزاب محدود خود را نشان می‌دهد و در این شکل، احزاب شکست خورده کابینه سایه تشکیل می‌دهند. یعنی اگر 20 وزیر در کابینه مشغول فعالیت باشند، حزب شکست‌خورده هم همین کابینه را تشکیل می‌دهد و هر فردی که وزیر سایه می‌شود، مسوول رصدکردن فعالیت وزیر رسمی کشور از حزب حاکم می‌شود. او کاستی‌ها و نقاط ضعف وزیر اصلی را از طریق رسانه یا تریبون اقلیت مجلس که در اختیار دارد بیان می‌کند یا در صورت وقوع فساد، با شکایت به مقامات قضایی، عزل وزیر را پیگیری می‌کند و نهایتا این رقابت به پایدار شدن توسعه می‌انجامد.
این نوع رقابت دارای ویژگی‌های ممتاز، هوشمند و سالم است که اجزای یک حکومت برای بهتر اداره کردن و حذف فساد، ناکارآمدی و زدوبند و فریب با هم انجام می‌دهند و طبیعی است که در این حوزه‌ها ممکن است که بخش پنهان مربوط به حوزه رقیب اعم از احزاب یا افرادی که در معرض انتخاب هستند را برای افکار عمومی رو کنند. این بخش از رقابت جدای از حوزه‌ای است که افراد به نمایندگی از مردم، به فعالیت مشغول هستند. رسانه‌ها، تشکل‌های مردم نهاد، صنفی و... چنین وظایفی دارند که در صورت بروز ناکارآمدی یا اقدام خلاف قانون یا خلاف مصالح ملی، بتوانند آن را به افکار عمومی که مرجع نهایی تصمیم‌گیری هستند،  ارایه کنند.

3- در این چارچوب، «افشاگری» به نوعی برملا کردن نقاط ضعف رقیب و دروغ گفتن یا اقدامات خلاف قانون آنان در هر حوزه‌ای است که البته به شدت در افکار عمومی با حساسیت دنبال می‌شود و طبیعی است که جریان حاکم مجبور به عکس‌العمل سریع بر اساس خواست افکار عمومی خواهد شد. در این مواقع جریان حاکم یا باید به دفاع روشن و دقیق بپردازد یا استعفا دهد یا حزب حاکم فرد خاطی را از راس خود و طبیعتا دستگاه رسمی خارج کند. اتفاقی که در این سالیان در غرب رخ داده؛ در کشورهایی که بعضا مورد انتقاد ما نیز قرار می‌گیرند و ارزش‌های آنها را بر نمی‌تابیم، این امر مشاهده می‌شود که‌ گرچه مسلمان نیستند اما روش‌های آنها با تعالیم عالی اسلام همخوانی دارد. به‌طور مشخص شما می‌بینید که حتی رییس‌جمهوری آلمان به‌دلیل اینکه در یک ماجرایی از یک فرد، وامی را دریافت کرده بود برکنار می‌شود یا وزیر خزانه‌داری فرانسه به دلیل فساد مالی، ناچار به کناره‌گیری و عذرخواهی از افکار عمومی است. همچنین وزیر دفاع آلمان با موردی مشابه مواجه شد و وزیر کشور انگلستان هم به‌دلیل اینکه برای یکی از دوستانش با استفاده از امکانات دولتی، بلیت رزرو کرده بود، ناگزیر از استعفا شد. اینچنین است که رعایت درست این اصل و مستند بودن مدعا سبب می‌شود فرد خاطی به‌دلیل برملا شدن نقطه ضعف و کاستی خود، استعفا دهد یا اخراج شود یا با عذرخواهی رسمی، به کارش ادامه دهد.

4- اما اینکه چرا در کشور ما این روش نتوانسته به نتیجه برسد، دلایل قابل‌تاملی دارد. ما از فقدان ابزارهایی که بتواند این روند را در حوزه سیاست تبدیل به یک روند نهادینه کند، رنج می‌بریم. با نگاهی به روند سال‌های اخیر و سوءاستفاده‌هایی که به اسم افشاگری صورت گرفته، می‌توان گفت که افشاگری‌ها نه در جهت احقاق حقوق مردم و جامعه‌ای که باید افراد از آن رای بگیرند اتفاق افتاده، بلکه بیشتر ابزاری برای رقابت جریان‌هایی بوده که می‌خواستند رقیب را به هر قیمتی حذف کنند تا خودشان بیشتر به ساختار رسمی نزدیک شوند. آنها بدون اینکه نگران افکار عمومی و منافع ملی تاثیرگذار باشند صرفا به دنبال منافع باندی و جریانی خود هستند. روندی که تحت‌عنوان افشاگری در سال‌های گذشته اخیر شاهد بودیم که متاسفانه، نه تنها نتیجه‌ای برای افزایش کارآمدی و بهینه‌سازی یا حذف افراد خطا کار در بر نداشت، بلکه موجب تخریب چهره‌هایی شد که سالیان سال سعی کردند در خدمت نظام سیاسی باشند. به‌طور طبیعی این روش کوتاه‌مدت، بدون ارایه سند و شاهد، تحقیقا به چنین نتیجه‌ای می‌رسید و این در حالی است که اگر قرار به کشف موضوعی باشد و گفته شود فلان فرد در زمان مشخصی توانسته از محدوده پیگرد قانونی فرار کند و در مسیر منافع شخصی خودش و در جهت خلاف منافع عمومی، مسیر خطایی رفته و نهایتا چه سوءاستفاده‌ای را مرتکب شده است، حتما در ازای سندی چنین ادعایی مطرح شده و آن سند قابل ارایه در منظر افکار عمومی و دستگاه قضایی است.
وقتی مشاهده می‌شود در رقابت‌ها بیشتر با زدن برچسب‌ها و طرح مسایل کلی و بدون استناد، بیشتر نوعی تخریب در دستور کار بوده که این به هیچ‌وجه برای فرد گوینده کارساز نبوده است، همان فرد وقتی به دستگاه مورد نظر خود راه می‌یابد و مثلا در موقعیت مدیر قرار می‌گیرد، نمی‌تواند در تریبون‌های رسمی که به نمایندگی از مردم در اختیار دارد بگوید نام‌هایی در جیب دارم که فساد کلان مرتکب شده‌اند و هربار این نکته را تکرار کند اما مردم شاهد باشند که هیچ اتفاقی نمی‌افتد. مردم حتما به او می‌گویند مگر نمی‌تواند از وزیر دادگستری بخواهد تا در دستگاه قضایی طرح مساله کند و از مسیری که قانون معین ساخته است، به استیفای حقوق ملت بپردازد؟ طبیعی است اگر کارشکنی در این مسیر صورت گیرد، آن را هم می‌تواند با سند با مردم در میان بگذارد نه اینکه در سخنرانی خود موج ایجاد کند و سپس همه چیز به فراموشی سپرده شود. این کارکردهای مقطعی، بسیار زود تاریخ انقضای خود را می‌گذرانند.

5- این بدترین شیوه‌ای است که یک مسوول می‌تواند استفاده ‌کند. حال اگر او صرفا یک نامزد انتخاباتی باشد و وعده دهد که در چهارسال آینده به یک مساله‌ای رسیدگی می‌کند، شاید قابل بررسی باشد اما وقتی هشت‌سال بر کرسی ریاست‌جمهوری نشسته و اتفاقی رخ نداده است، باور و اعتماد عمومی نسبت به این روش و اظهارات، رنگ می‌بازد.
مردم می‌گویند آن فرد بالاترین قدرت اجرایی کشور بوده و همه در خدمت وی بودند پس چرا حداقل تلاش نکرده تا با یک دستورالعمل ساده، کار را به نتیجه برساند یا حداقل پیگیری‌های دقیق و مستند خود را به مردم اطلاع دهد؟ اینکه هیچ‌کدام از این راه‌ها را نرفته و همچنان آدرس‌های بی‌نام و نشان و فاقد سند ارایه کند، حس بی‌اعتمادی نسبت به آن مسوول را در میان مردم در پی خواهد داشت.



( تعداد کل صفحات: 15 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]