تبلیغات
دکتر حق شناس - تنهاگذاشتن روحانی در انتخابات ۹۶یک اشتباه راهبردی است

طراحی


شنبه 6 آذر 1395
محمدجواد حق شناس نظرات ()

تنهاگذاشتن روحانی در انتخابات ۹۶یک اشتباه راهبردی است

کلمات کلیدی : روحانی , انتخابات96 , اصولگرایان , اصلاح طلبان , اعتدالیون ,





محمدجواد  حق شناس تنها گذاشتن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را یک اشتباه راهبردی می داند و معتقد است: از سه جریان حامی دولت یعنی اصلاح طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان میانه رو سه نامزد در قد و قواره ریاست جمهوری وارد صحنه شوند تا همچون گارد محافظ نگذارند نامزدهای جریان رقیب روحانی را تنها گیر بیاورند و با نقدهای چالشی به او همچون سال ۸۴ انتخابات به مرحله دوم کشیده شود چون در این صورت شانس پیروزی نامزد دوم راه یافته به این مرحله بیشتر است.
اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری چگونه ورود می کنند و چه تاکتیکی را به اجرا در می آورند؟
اصلاح طلبان با توجه به تجربه ای که در حوزه مدیریت افکارعمومی داشتند می کوشند با جمع کردن تجربیات و افزودن عمق و گستره حوزه نفوذ، کاهش اشتباهات و افزایش نقاط قوت در حرکت سیاسی و دعوت جامعه به کنش سیاسی با نگاه به آینده و تأکید بر حفظ منافع ملی و توجه به ارزش های مدنظر جناح اصلاحات حرکت کند و به نتیجه برسد. در این چارچوب به نظر می رسد جریان اصلاح طلب بعد از وقایع ۸۸ و همین طور توجه به رویکرد انتخاباتی که در سال ۸۴ از خود نشان داد و تجربیاتی که در سال ۷۶ و ۸۰ آندوخت کنش سیاسی خود را در سال ۹۲ تنظیم کرد و به نظر می رسد نشان داد از رشد و بلوغ لازم برخوردار شده و با اتخاذ رویکرد راهبردی و گذشتن از منافع جناحی و جریانی و اولویت دادن به منافع ملی به یک پیروزی چشم گیر در انتخابات ریاست جمهوری برسد. این روند در انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات خبرگان سال ۹۴ به خصوص در شهرهای بزرگی همچون تهران، اهواز و شیراز ادامه یافت. پس به نظر می رسد این جریان همچنان امید دارد که گام سوم خودش را در همان راستا محکم و دقیق تر و کم اشتباه تر به پیش بردارد.
نامزد مورد حمایت این جریان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ چه کسی خواهد بود؟ آقای روحانی تک نامزد اصلاح طلبان خواهد بود یا گزینه های دیگری هم در دست بررسی هستند؟
کنش سیاسی در صحنه انتخاباتی فقط براساس عملکرد یک بازیگر رقم نمی خورد. انتخابات مثل کوهنوردی نیست که یک نفر استارت بزند یا یک گروه بدون هیچ رقیبی هدف را قله بگذارند و با برنامه ریزی دقیق و محاسبه عوامل جوی و طبیعی به سمت قله صعود کنند. از آنجا که برنده انتخابات یک نفر یا نامزد یک جریان بیشتر نیست طبعا باید برای رقیب یا رقبا در صحنه انتخابات جایگاه قائل شد و بتوان با ارزیابی و محاسبه توان حریف حرکات او را پیش بینی کرد. در عرصه ریاست جمهوری کنش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری در ایران عملا حرکت در دو جاده مقاطعی است که نهایت در روز انتخابات این دو جاده به هم می رسند. مردمی که پای صندوق های رأی می آیند جمهوریت نظام را نمایش می دهند و حاکمیت نیز تلاش می کند اسلامیت نظام را نمایندگی کند، در نتیجه انطباق این دو حرکت فردی که قرار است به پاستور برود مشخص می شود. البته ضلع سومی هم وجود دارد که احزاب و جریانات سیاسی هستند که به رقابت می پردازند و تلاش می کنند دو سر ضلع یادشده به هم وصل و نمایندگی کنند. در این حوزه جریان اصلاح طلب خیلی در گیر افراد نیست و به نظر می رسد به آن بالندگی رسیده که بتواند فضای سیاسی و رقابت های مبتنی بر مشارکت های حداکثری را به گونه ای نمایندگی کند که کشور بتواند از چالش هایی که درگیرش است به سلامت خروج داشته باشد و از بحران های خودساخته که ما از سال ۸۴ تا سال ۹۲ با آن درگیر بودیم به خاطر ناکارآمدی و سوءتدبیری که در کشور به اوج خود رسید. فلذا شاهد بودیم جریان اصلاح طلب به خوبی توانست با عبور از خودش و اجرای پروژه خودانصرافی عملا فرصتی را ایجاد کند که کشور بتواند به نقطه مطلوب در حوزه منافع ملی برسد. این رویکرد که در تاریخ جریان اصلاح طلبی طی ۱۰۰ سال اخیر کم نظیر یا بی سابقه بود. به نظر می رسد با توجه به این درجه رشد و عقلانیت جریان اصلاح طلب همچنان تلاش دارد و خواهد داشت که به سمت گزینه ای برود که کمترین هزینه را برای کشور دارد. گزینه ای که بیشترین سهم را از نمایندگی مردم بتواند در اختیار بگیرد و بیشترین قدرت تفاهم و همزبانی را با حاکمیت و مردم نشان دهد. این ویژگی ها در چهره حسن روحانی است که می تواند با مختصری تعدیل و جابه جایی که ممکن است او در تیم یا رویکردش در دوره آینده ریاست جمهوری انجام دهد به آن خواسته اصلاح طلبان نزدیک شود و مجدداً این شانس را داشته باشد که نامزد نهایی اصلاح طلبان لقب گیرد اما این به معنی آن نیست که جریان اصلاح طلب درباره کنش های سیاسی که شاید غیرمترقبه رخ دهد یا حوادثی که در عرصه سیاست ایران کم پیش نیامده بخواهد دست بسته باشد و نخواهد وضعیت را پیش بینی کند و بخواهد با چشمان بسته و از روی سپردن فضا به قضا و قدر الهی از عرصه کنش سیاسی خارج شود.

ادامه مطلب
بررسی مواضع اصلاح طلبان نشان می دهد که آنها در اتخاذ مکانیزم انتخاباتی برای ریاست جمهوری دیدگاه های متفاوت دارد، برخی می گویند همچون سال ۹۲ نامزد در سایه برای آقای روحانی در نظر خواهیم گرفت و این نامزد در سایه آقای روحانی را تا روزهای آخر مشایعت می کند و وقتی مطمئن شد او در صحنه است و اتفاقی برایش نمی افتد کنار می رود، در مقابل برخی دیگر گزینه معرفی نامزد دوم یا در سایه را منتفی اعلام می کنند و به طور قطع و یقین می گویند فقط یک نامزد و آن هم آقای روحانی در انتخابات نام نویسی خواهد کرد، نظر شما چیست؟
برای پاسخ به این سئوال باید تمام گزینه های روی میز یا سناریوهای ممکن جریان تمامیت خواه را مدنظر قرار داد. کمتر از ۶ ماه تا انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٩۶ فرصت باقی مانده است. شاید خالی از لطف نباشد که نگاهی به صحنه انتخابات سال ٩٢ بیندازیم؛ در آن انتخابات حسن روحانی با حمایت احزاب و شخصیت‌هاى اصلاح‌طلب و میانه‌رو توانست بر همه رقیبان اصولگرایش پیروز شود، در این میان «تک‌دوره‌ای» بودن دولت حسن روحانی واکنشی بود که از سوی رفقای دیروز و رقبای امروز او بارها مطرح شد. این امر نشان می‌دهد که جریان رقیب حسن روحانی در سه سال گذشته برای رسیدن به پاستور حداکثر تلاش خود را برای انسجام درونی نیروهای اصولگرا که در انتخابات سال ٩٢ به‌شدت دچار تفرقه و واگرایی شده بودند، به کاربسته است. اما با توجه به اینکه این تلاش دست‌کم تا به امروز به نتیجه مطلوب نظر آنان نرسیده، بنا بر این راهبرد بزرگنمایی و متمرکز شدن بر نقاط ضعف دولت روحانی در دستور کار این گروه مدعى اما پرسر و صدا قرار گرفته است. آنها خود به خوبی می‌دانند نقاط ضعفی که بر روی آن دست گذاشته‌اند، عمدتا میراثی است که از دوره حضور هشت ساله احمدی نژاد در پاستور به جاى مانده است. مشکلاتی که به تبع آن در حوزه‌های اقتصادی و بین‌المللی گریبانگیر ایران شد، نتیجه عملکرد یکجانبه‌گرایانه همراه با سوء تدبیری بوده است که منجر به شکل گرفتن اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی و صدور قطعنامه‌های پیاپی توسط شورای امنیت سازمان ملل و تحریم‌های گسترده به ویژه در حوزه صدور نفت و خدمات پولى و ارزى یا سوییفت شد. اینک که کمتر از ۶ ماه به انتخابات ریاست‌جمهورى و شوراها مانده است، این ذهنیت در آنها بیش از پیش گسترش یافته است که دولت روحانى و تیم سیاست خارجی‌اش توانسته ماموریت محوله را در خصوص حل و فصل پرونده هسته اى پس از ١١ سال به سرانجام برساند و کارى را که احمدی نژاد در دوره حاکمیت تمام‌عیار هشت ساله‌ بر قوه مجریه و دیگر قوا نتوانست به سرانجام برساند با کمترین هزینه ممکن در یک ماراتن نفسگیر مذاکراتى عملیاتى سازند. حال براى ادامه ماجرا دیگر چه نیازى به این دولت؟ و لزوم تحمل‌شان براى یک دوره ۴ ساله دیگر؟ به ویژه آنکه در برخى حوزه‌ها هم از هماهنگى یا به عبارت بهتر پیروى بى‌چون و چرا خبرى نیست. با این مقدمه به نظر می‌رسد جریان رقیب در حال بازنویسى سناریوهاى انتخاباتى براى رسیدن به وضع دلخواه است. البته در این میان اشتباهات راهبردى همکاران و نزدیکان روحانى در برخى موارد نیز فرصت مناسب را در اختیار آنها گذاشته تا افکار عمومى را در این ماجرا تحت تاثیر خود قرار دهند، ماجراى فیش‌هاى حقوقى یا عملکردهاى مالى برخى از موسسات دولتى و هجمه گسترده رسانه‌اى، بخش‌هایى از این طراحى‌ها شمرده مى‌شوند. سناریوی نخست جریان رقیب، خود انصرافى روحانى است، در این ایده هدفى که نشانه‌گذارى شده آن است که حسن روحانى خود به نقطه‌اى برسد و به صورت داوطلبانه یا از سر ناچارى از نامزدى در دوره دوم ریاست جمهورى کناره‌گیرى کند. سناریوی دوم تنگ کردن فیلتر تأیید صلاحیت ها توسط نهاد نظارتى شورای نگهبان است، این سناریو گرچه در وادی امر دور از دسترس و بسیار پرهزینه است اما باید اعتراف کرد که باورمندان این جریان براى رسیدن به اهداف آنى خیلى به فکر منافع ملى و قضاوت عامه و انطباق آن با قواعد شناخته شده حقوقى نیستند. رد صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام براى ریاست جمهورى یا آیت‌الله سیدحسن خمینى در مجلس خبرگان می‌تواند شاهد مثالى باشد که طرفداران این سناریو شاید براى کم‌‌هزینه جلوه دادن این ایده به آن استناد کنند. سناریوی سوم پروژه تضعیف دولت باتقویت رقیب احتمالى است این پروژه با بزرگنمایى نقاط ضعف دولت و به هیچ انگاشتن دستاوردهاى سه ساله به ویژه در عرصه‌هاى اقتصاد، امور بین‌الملل و مبارزه با فساد و قانون‌گرایى تلاش می‌کند تا در صورت به وقوع نپیوستن گزینه‌هاى یک و دو و حضور روحانى در صحنه انتخابات ٩۶ به سراغ گزینه دیگرى رفته و شانس خود را در این زمینه بیازمایند اما به نظر مى رسد توفیق در این سناریو به عوامل دیگرى هم بستگى دارد که جریان تمامیت خواه در دو انتخابات پیشین از آن کمتر بهره برده است. مهم‌ترین چالش پیش رو در این سناریو براى آنها ناتوانى بسیج آرای عمومى است، در این حوزه اصولگرایان تاکنون نتوانسته‌اند یک رقیب تمام‌عیار و واجد شرایط و در عین حال راى‌آور را روانه میدان رقابت کنند. نهایتا سناریوی چهارم و رویکردی که ممکن است از احتمال وقوع قابل توجهی برخوردار باشد پذیرش ادامه وضع موجود و تن دادن به دو دوره‌اى شدن ریاست جمهورى حسن روحانى است اما حسن روحانی که خسته و ضعیف شده است. جریان رقیب می خواهد این کار را براساس راهبردی که من از آن با نام “استراتژی شکار شغال” یاد می کنم به اجرا گذارد. بلاتشبیه وقتی گله شغالان یک حیوان تنومند و قوی مثل گوزن یا بفالو را در طبیعت تنها ببینند، از همه طرف شکارشان را محاصره می کنند، به آن هجوم می برند تا زخمی و خسته شود. معمولا راهبرد مقابله گوزن ها یا بفالوها با شغال ها آن است که گروهی حرکت کنند و در موقعیت تنها قرار نگیرند. به نظر می رسد جریان تمامیت خواه دارد تدارک می بیند که حداقل با ۷ تا ۸ رقیب احتمالی با سوهای کارکردی، منطقه ای، قومی یا قبیله ای مقابل روحانی وارد میدان شود بنابراین تمام کسانی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری می شوند یک هدف بیشتر ندارند و آن حمله به آقای روحانی و تضعیف اوست. جریان رقیب می خواهد انتخابات را به مرحله دوم ببرد. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ شاهد بودیم که رقیب ۹ نامزد را مقابل آقای خاتمی وارد صحنه کرد تا بتوانند آرای او را مورد تهاجم قرار دهند حتی شاهد بودیم که ۲ نفر از وزرای دولت اول آقای خاتمی را نیز به صحنه آوردند. نکته بعدی در این رویکرد آنکه علی القاعده جریانی حامی آقای روحانی در سال ۹۲ یعنی اصلاح طلبان، میانه و اصولگرای خردورز می توانند در این حوزه مواظبت بیشتری کنند و با آوردن چهره هایی از نامزدهایی که امکان عبور از فیلتر شورای نگهبان را دارند و گذاشتن آنها در کنار آقای روحانی نقش گروه محافظ را برای او ایفا کنند. یعنی در مقابل تهاجمی که صورت می گیرد سپر محافظتی مناسبی را فراهم بکنند. در آن صورت طبیعتا تصمیم گیری و حرکت نمی تواند فقط در اختیار جریان رقیب باشد و ما هم می توانیم به عنوان یک جریان فعال وارد صحنه انتخابات شویم نه آنکه نقش یک جریان منفعل را بخواهیم ایفا کنیم. پس روندی که جریان رقیب تدارک دیده راهبردی از انتخابات سال ۸۰ و سال ۸۴ است. انبوهی از نامزدها و کشاندن انتخابات به مرحله دوم، همان واقعه ای که در سال ۸۴ اتفاق افتاد. آن سال در مرحله اول آقای هاشمی بیشترین رأی را کسب کرد اما زیر حدنصاب بود بنابراین انتخابات به مرحله دوم کشید. در مرحله دوم پیش بینی می شد به دلیل تخریب گسترده ای که صورت گرفت رقیب آقای هاشمی در مرحله دوم شانس بیشتری داشته باشد. به نظر می رسد انتخابات ۸۰ و ۸۴ در یک راهبرد دارد بازتکرار می شود که می تواند یک عامل تهدیدی برای آقای روحانی باشد. اگر مواظبت نشود و در فرصت باقی مانده آقای روحانی نتواند از فضای تخریبی و تله هایی که برای دولت طراحی شده به سلامت عبور کند، قطعا ما انتخابات پرچالش و پردردسری را ممکن است تجربه کنیم.
چه کسانی در جریان اصلاح طلب یا اعتدال می توانند نقش گارد حفاظتی را برای آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ ایفا کنند؟
جریان های اصلاحات، میانه و اصولگرایان خردورز می توانند بدون تکیه بر نفر اما با تأکید بر برنامه و جریان و منافع ملی طوری حرکت کنند که همچنان بازیگری اصلی میدان باشند.
مصادیق هر جریان را هم می فرمایید که بهتر می توانند در این قالب ایفای نقش داشته باشند؟
چهره هایی که مطرحند کم نیستند. مثلا در جریان اصلاح طلب می توان چهره ای مثل آقای عارف را نام برد که در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز نشان داد از پایه رأی خوبی برخوردار است. در جریان دولت و کارگزاران قبلا روی آقای ظریف کار شده بود حتی از آقای جهانگیری نامبرده می شد. در جریان اصولگرا نیز من همچنان معتقدم آقای ناطق از چهره های جدی است که می تواند مورد توجه باشد.
یعنی آقایان عارف، جهانگیری و ناطق همزمان با آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ نام نویسی کنند همراه او باشند در مقابل نقدهای نامزدهای رقیب طرح دیدگاه کنند و نهایتا چند روز مانده به ۲۹ اردیبهشت کنار بکشند؟
این چهره ها هستند می توانند در واقع اعلام حضور کنند، با هم یک تیم تعریف کنند و نهایتا با رویکردی که یک بخش مذاکره و گفتگو با حاکمیت است و یک بخش دیگر آن داشتن وزن و رأی لازم نزد افکار عمومی و غاطبه رأی دهندگان طرف مقابل را به رقابت سالم متمایل کنند. یعنی طرف مقابل احساس نکند که دست ما خالی است و بخواهد سراغ سناریوهای یک و دو برود تا به هر حال تحرکات در چارچوب یک رقابت سالم و منطقی و قانونی دنبال شود.
یعنی در نهایت یک نفر و آن هم آقای روحانی در صحنه خواهد ماند و بقیه به نفع او کنار می روند؟
از الان نمی شود درباره تاکتیک ها حرف زد، معمولا وقتی راجع به راهبرد صحبت می شود افق بلندمدت را می بینیم و زمانی که وارد عرصه انتخاب تاکتیک می شویم باید در هفته های قبل از مسابقه و براساس آنالیز بازی های رقیب دست به انتخاب تاکتیک مناسب زد به نظرم در این مرحله حداکثر می توانیم درباره راهبردها سخن بگوییم، درباره تاکتیک مناسب باید بگذاریم به زمان مناسبش که می تواند در اسفند یا حوالی انتخابات باشد به بحث و اظهارنظر بپردازیم

منبع:هفته نامه مثلث